سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : اسماعيل انصارى زنجانى )
114
كتاب سليم بن قيس الهلالي ( اسرار آل محمد ع ) ( فارسي )
( چون خلاف اسلام بوده است ) . من خدا و رسول و مؤمنين شما را شاهد مىگيرم كه اگر او قبول كند با او ازدواج نمايم . خوله هم گفت : قبول كردم . . . « 34 » . با توجّه به آنچه گفته شد ذيلا جمع بندى و خلاصهاى از جواب شبههء محمد بن ابى بكر بيان مىشود : سخنان مفصل محمد بن ابى بكر با پدرش هنگام مرگ او ، در كتاب سليم و در كتب ديگر شيعه با سند به سليم و بنقل از غير سليم و حتى در كتب عامّه نقل شده است . از اين مجموعه يقين پيدا مىكنيم كه محمد بن ابى بكر هنگام مرگ پدرش در سنينى بوده كه براحتى مىتوانسته با پدر سخن بگويد . با در نظر گرفتن مطالب فوق و با توجه به اينكه ابو بكر در اواسط سال 13 هجرى از دنيا رفته ، اگر تولد محمد در سال حجة الوداع باشد هنگام مرگ پدر نزديك به چهار سال داشته و اگر در سال هشتم باشد بيش از پنج سال داشته است . اين دو قول هم هيچ كدام متواتر و قطعى نيست بلكه هر كدام در حدّ يك نقل تاريخى است ، و رواياتى كه از كتاب سليم و غير آن نقل شد دلالت مىكند كه او در سنينى بوده كه مىتوانسته با پدر چنان سخنانى را بگويد و آنها را بخاطر بسپارد . بنا بر اين وقوع چنين گفتگويى در سن چهار يا پنج سالگى ممكن بوده و جاى اشكال نيست ، بخصوص با در نظر گرفتن اينكه رشد جسمى و فكرى در نژادهاى عرب قوىتر است و نبايد با غير آن قياس شود . و اگر از نظر اشكالكننده كودك در اين سنين نمىتواند چنين گفتگويى انجام دهد ، همين احاديث كافى است تا سنّ او را در حدى بدانيم كه بتواند چنان سخنانى را بگويد و هيچ گونه ضرورتى در بين نيست كه ما سن چهار يا پنج را براى محمد ثابت كنيم ، چرا كه اين چند حديث كه مؤيّد يك ديگرند دليلى قوىتر در مقابل آن دو قول خواهد بود . اضافه بر آنكه از حديث مدينة المعاجز سنّ او بيش از نوجوانى هم استفاده مىشود . بر فرض هم كه اين سه قول را متعارض بدانيم ، روايت كتاب سليم را كه از روايات شيعه و عامه مؤيّد دارد ، بر آن دو كه مؤيّدى ندارد و از عامه نقل شده مقدّم مىداريم .
--> ( 34 ) مدينة المعاجز : ص 129 .