ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
78
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
كجا مىرويم و با چه كسى سر جنگ داريم . جواب سلام هيچيك از اميران را هم نمىدهيم . اين گونه رفتار روا نيست . » سلطان شهاب الدين به او گفت : « اين را بدان كه من ، از وقتى كه اين كافر شكستم داده ، با همسر خود همخوابه نشدهام و جامه سپيد خود را عوض نكردهام تا امروز كه به سر وقت دشمن مىروم و اعتمادم هم به خداى بزرگ است نه به غوريان و كسان ديگر . اگر خداوند سبحان مرا و دين خود را يارى داد ، از بزرگى و بخشش اوست . اما اگر شكست خورديم ، مرا ميان فراريان نخواهيد يافت اگر چه زير سم اسبان نابود شوم . » شيخ گفت : « به زودى خواهى ديد غوريانى كه پسر - عموهاى تو هستند چه خواهند كرد . جا دارد كه با آنان حرف بزنى و سلامشان را جواب دهى . » شهاب الدين نيز چنين كرد و با اميران خود به صحبت پرداخت . آنان در برابر او ، از آنچه گذشته بود اظهار افسوس و پشيمانى كردند و گفتند : « به زودى خواهى ديد كه ما در ميدان كارزار چه خواهيم كرد . » و روانه شد تا به جايگاه نخستين پيكار رسيد و از آن جا گذشت و تا چهار روز به راه خود ادامه داد و پيش رفت . و چند موضع از شهرهاى دشمن را گرفت . وقتى ملك هندى خبر پيشتازى او را شنيد ، آماده شد و لشكريان خود را گرد آورد و به جست و جوى مسلمانان شتافت .