ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

273

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

قرار داد . يكى از آن دو را امير الحاجى مىخواندند . اين دو برادر با سلطان محمد خوارزمشاه نامه‌نگارى كردند و او را در انديشه تصرف شهر هرات انداختند و به گردن گرفتند كه شهر را به وى تسليم كنند . از اين رو ، خوارزمشاه روانه هرات شد و بر آن شهر فرود آمد و آن جا را در ميان گرفت . امير عمر مرغنى ، حاكم هرات ، از روى اعتمادى كه بدان دو برادر داشت كليدهاى دروازه‌هاى شهر را به ايشان سپرد و مأمورشان كرد كه با دشمن بجنگند چون گمان مىبرد كه آن دو تن دشمن خوارزمشاه تكش و پسرش سلطان محمد هستند . در همان هنگام يكى از خوارزميان ، تصادفا حسين مرغنى را كه در بند خوارزمشاه گرفتار بود ، از نقشه آن دو برادر آگاه ساخت و به دو گفت كه آن دو نفر خوارزمشاه را درين پيكار راهنمائى مىكنند و به وى دستور مىدهند كه چه كند حسين مرغنى سخن او را باور نكرد . آن مرد براى اثبات حرف خود نامه‌اى را كه امير الحاجى براى سلطان محمد نگاشته بود در آورد و نشانش داد . حسين مرغنى نيز نامه را گرفت و براى برادر خود عمر مرغنى ، امير هرات ، فرستاد . عمر مرغنى نيز آن دو برادر را دستگير كرد و زندانى ساخت و ياران آن دو را نيز بازداشت كرد . بعد ، الب غازى ، خواهر زاده سلطان غياث الدين ، با لشكرى