ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

248

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

پيروزى نيز به نام ايشان تمام خواهد شد . بنا بر اين به شهر حمله كن و تا به پاى ديوار شهر نرسيده‌اى ، برنگرد . » او نيز حمله كرد ، و همه سرداران غورى با او به شهر حمله بردند . هيچكس مانع رسيدنشان به ديوار شهر نشد و ايشان را برنگرداند تا اين كه پرچم غياث الدين را بر فراز ديوار شهر بر افراشتند . شهاب الدين ، همين كه پرچم برادر خويش را بر فراز ديوار شهر ديد ، به ياران خود گفت : « شما هم از همين جا حمله كنيد و از ديوار بالا رويد » و به جائى كه در آن بود ، اشاره كرد . چيزى نگذشت كه ديوار ويران شد و فرو ريخت و سپاهيان او فرياد « اللّه اكبر » بلند كردند . خوارزميان و مردم شهر كه چنين ديدند ، سرگشته و پريشان شدند و دست و پاى خود را گم كردند . غوريان وارد شهر شدند و شهر را با خشم و خشونت گرفتند و مدت يك ساعت از روز در آن جا به تاراج پرداختند . اين خبر به غياث الدين رسيد و فرمان داد تا جار بزنند كه : « هر كه مالى را به يغما برد يا كسى را آزار رساند خونش حلال خواهد بود . » بنا بر اين ، مهاجمان آنچه را كه به غارت برده بودند تماما برگرداندند . يكى از دوستان بازرگان ما كه هنگام بروز اين حادثه در