ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

207

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

نيز با پسر عم خود ، حسن بن ابو حفص بن عبد المؤمن ، از طريق خشكى بدان سو فرستاد . لشكرى كه از راه دريا روان شده بود ، به بجايه ، و لشكر ديگر كه از طريق خشكى رفته بود به قسنطينة الهوى رسيد . على بن اسحاق نقابدار و تازيانى كه با وى بودند ، همين كه از نزديك شدن اين دو لشكر خبر يافتند ، از شهرهاى افريقيه به صحرا گريختند . همين كه آن ناوگان به مهديه رسيد ، محمد بن عبد الكريم درباره آنچه از ابو سعيد ديده بود شكايت كرد و گفت : « من فرمانبردار امير المؤمنين محمد هستم و اين شهر را به ابو سعيد واگذار نمىكنم ، بلكه به كسى مىسپارم كه از سوى امير - المؤمنين آمده باشد . » بعد محمد كسى را فرستاد كه شهر را از او تحويل گرفت . محمد بن عبد الكريم نيز از نو به اطاعت محمد در آمد .