ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
194
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
به آشوب مىكشد . » ملك افضل به وى اجازه داد كه پيش ايشان برود . بدين گونه ، فخر الدين چهار كس ، از نزد ملك افضل رفت و شتابان روانه شد تا به بيت المقدس رسيد و وارد آن شهر گرديد و بر آن چيره شد . گروهى از مملوكان ناصرى مانند قراجه زرهكش ، و سراسنقر به دو پيوستند . آنان ميمون قصرى ، صاحب نابلس ، را كه او هم از مملوكان ناصرى بود ، پيش خود فرا خواندند . بدين گونه نيروئى يافتند و پشتشان قوى گرديد و در مخالفت با ملك افضل همزبان شدند . آنگاه پيكى به خدمت ملك عادل فرستادند كه در اين هنگام سرگرم محاصره ماردين بود . او را به نزد خود خواندند تا با وى به مصر بروند و آن جا را بگيرند . ولى ملك عادل پيش ايشان نرفت چون سخت دلبسته تصرف ماردين شده بود زيرا ساكنان ماردين از نگهدارى آن زبون شده بودند و او گمان مىبرد كه آن جا را خواهد گرفت . و چيزى كه آن اميران به وى پيشنهاد كردهاند از دستش نخواهد رفت . اما ملك افضل در هفتم ماه ربيع الاول وارد قاهره شد . در آن جا شنيد كه فخر الدين چهار كس گريخته است . اين خبر او را نگران و اندوهگين ساخت . از آن پس ميان او و سردارانى كه به مخالفت با وى برخاسته بودند ، پيك و پيامهائى رد و بدل شد تا به پيش وى باز گردند .