ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
94
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
را به او واگذار كرده بود . وقتى عفيف به واسط نزديك شد ، عماد الدين نيز بدانجا رسيد . عفيف در ساحل غربى شط العرب اردو زده بود و عماد الدين به ساحل شرقى فرود آمد . عماد الدين سپس رسولى را پيش عفيف فرستاد و پيام داد كه از جنگ با او بر حذر باشد و از عواقب آن بپرهيزد . ضمنا به او امر كرد كه از آنجا برود . عفيف به اين پيام وقعى ننهاد و به گفته او رفتار نكرد . عماد الدين نيز با قشون خود از شط العرب گذشت و با عفيف به جنگ پرداخت . درين جنگ لشكريان عفيف شكست خوردند و گروه بسيارى از آنان به قتل رسيدند و به همان اندازه نيز اسير شدند . اما عماد الدين ، به علت دوستى و مودتى كه با عفيف داشت ، از دستگير ساختن او عمدا تغافل كرد تا اينكه عفيف خود را نجات داد . خليفه تمام كشتىهائى كه داشت ، در دجله پيش خود گرد آورد و تمام درهاى دار الخلافه را نيز به جز درى كه « باب النوبى » نام داشت بست . و به ابن الصاحب كه سمت دربانى داشت دستور داد تا در آن جا بماند و به نگهبانى دار الخلافه پردازد . در ساحل شرقى دجله ديگر هيچ كس جز خود خليفه باقى نماند . سلطان محمود در بيستم ذى الحجه به بغداد رسيد و در باب الشماسيه فرود آمد . گروهى از لشكريان او نيز وارد بغداد شدند و به خانههاى مردم رفتند و سربار آنان گرديدند . مردم از اين وضع به سلطان محمود شكايت بردند و سلطان به اخراج آنان فرمان داد . بنابر اين سربازانى كه در خانههاى مردم اقامت كرده بودند همه بيرون رفتند و از شهر خارج شدند و فقط آن عده ماندند كه