ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
84
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
در سروج سيصد نفر مسلمان بودند كه در تنگدستى و ناتوانى بسر ميبردند . ياران جاولى مساجد آنان را تعمير كردند . حاكم سروج مسلمانى بود كه مرتد شده بود . ياران جاولى شنيدند كه او درباره اسلام حرف زشتى زده است ، لذا او را مورد ضرب و شتم قرار دادند . اين مسئله باعث شد كه ميان آنان و فرنگيان نزاعى درگرفت . وقتى اين خبر را به گوش قمص رساندند گفت : « اين گونه اختلافات نه بصلاح ماست و نه بصلاح مسلمانان » و دستور داد كه حاكم مذكور را به قتل برسانند .
--> [ ( ) ] ابراهيم امام در آنجا محبوس شد و به قتل رسيد . شهرت جاودانى حران بسبب فلاسفه و دانشمندانى است كه در دوره اسلامى از آن برخاستند و از معروفترين آنها ثابت ابن قره و فرزندان و نوادگان او و بتانى است . ( دائرة المعارف فارسى ) ابو عون در زيج خود آورده كه طول حران هفتاد و هفت درجه و عرض آن سى و هفت درجه است . و آن شهرى عظيم است از جزيره اقور . و آن قصبه ديار مضر است و ميان آن و « رها » يك روز ، و تا « رقه » دو روز راه است و گفتهاند نام او مأخوذ از هاران ، اسم برادر ابراهيم است چه اول كسى كه اين شهر بنياد كرده ، او بود . سپس نام او را تعريب كرده حران گفتهاند . و بعضى گفتهاند حران نخستين شهرى است كه پس از طوفان پىافكندند و آن شهر جاى صابئه بود و صابئه همان حرانيان باشند كه اصحاب كتب ملل و نحل ذكر آنان را در كتب خود آرند . ياقوت گويد : روايت كرد مرا ابو الحسن على بن محمد بن احمد السرخى - النحوى از ابن النبيه شاعر مصرى كه گفت وقتى در ركاب ملك الاشراف ابن العادل ابن ايوب به روزى سخت گرم از پشت حران از گورستانى ميگذشتيم . و درين قبرستان سنگهائى افراشته بود كه گفتى كسانى را بپاى داشتهاند . اشرف گفت : اين مكان به چه چيز ماننده است ؟ من ارتجالا گفتم :