ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

83

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

از خودشان بود و بين آنان حكم امام را داشت در نزد مسلمين . و كسى با امر او مخالفت نمىكرد . او نزد گروهى از اسقف‌ها و كشيشان گواهى داد كه : بيموند دائى طنكرى ، هنگامى كه عازم سفر دريائى و بازگشت به ديار خود بود ، به طنكرى توصيه كرد كه وقتى قمص از اسارت آزاد شد ، شهر « رها » را به او بازگرداند . بر اثر گواهى بطرك ، در نهم ماه صفر طنكرى شهر رها را به قمص واگذاشت . آنگاه قمص از فرات عبور كرد تا اموال و اسيرانى را كه به جاولى وعده داده بود تسليم ياران وى كند . او در راه گروهى از اسيرانى را كه اهل حران [ ( 1 ) ] و غيره بودند آزاد كرد .

--> [ ( 1 ) ] - حران : شهر بسيار قديمى در بين النهرين ، بين اورفه و راس عين ، كه حالى كه به فاصله سى و پنج كيلومترى جنوب جنوب شرقى اورفه در قسمت جنوب شرقى تركيه آسيائى واقع است . حران منزل ابراهيم پيغمبر بود ( پيدايش 11 - 31 ) و مخصوصا بعنوان مركز عمده صابئين و دين آنها شهرت دارد . تاريخ آن را مىتوان به پنج دوره عهد عتيق ، يونانى ، رومى ، مسيحى و اسلامى تقسيم كرد . نام آن در كتيبه‌هاى مسيحى به صورت حرانو ( بمعنى راه ) آمده است كه حاكى از موقعيت مهم آن بعنوان يك مركز تجارتى است ولى حران عمدتا بعنوان مركز پرستش سين ( خداى ماه ) معروف بود كه پادشاهان آشور در آراستن معبد او مىكوشيدند . در دوره اسكندر كه جمع زيادى از مقدونيها در بين النهرين شمالى سكنى گزيدند اسامى خدايانى كه در حران مورد پرستش بودند به اسامى يونانى تبديل شد . روميان دو بار در اين جا از ايرانيها شكست خوردند : يكى شكست مهلك كراسوس از اشكانيان و كشته شدن وى در سال 53 قبل از ميلاد و ديگرى شكست گالريوس در سال 296 بعد از ميلاد . در فتوحات اسلامى ، حران در سال 639 بعد از ميلاد تسليم عياض بن غنم شد . و درين زمان شهر عمده ديار مضر بود . مقر محبوب مروان ( آخرين خليفه اموى ) بود .