ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

82

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

از ياران قمص گرفته و تصرف كرده بود . قمص ازو خواست كه شهر را مجددا در اختيار وى بازگذارد ولى او زير بار نرفت . لذا قمص از نزد وى به تل باشر عزيمت كرد . و وقتى جوسلين ، كه جاولى آزادش كرده بود ، به وى ملحق گرديد ، از آزادى وى بسيار خوشحال و مسرور شد . طنكرى ، فرمانرواى انطاكيه ، كه از همدستى قمص و جوسلين انديشناك بود ، در صدد برآمد تا پيش از آنكه نيرومند شوند و قشونى گرد آورند و جاولى نيز به آن دو پيوندد و دست مساعدت به آنها بدهد ، با آن دو جنگ كند و آنان را از ميان بردارد . لذا مدتى با هم جنگيدند و پس از فراغت از جنگ بار ديگر با هم اتفاق كردند و يك ديگر همسفره و همكلام شدند . قمص از مسلمانانى كه به اسارت گرفته بود ، يكصد و شصت تن را كه همه از اهالى اطراف شهر حلب بودند آزاد كرد و لباس پوشاند و روانه ساخت . طنكرى به سوى انطاكيه روانه شد بدون اينكه نظر خود را دربارهء رها تغيير داده باشد . اما قمص و جوسلين به سوى حصارهاى طنكرى رفتند و به غارت و چپاول آنها پرداختند . بعد به قلمرو كواسيل پناه بردند كه مردى ارمنى بود و گروه بسيارى از كافران و غيره را در اختيار داشت و به رعبان و كيسوم و قلاع ديگرى در شمال حلب حكومت مىكرد . او از كافران هزار سوار و دو هزار پياده در اختيار قمص قرار داد كه قصد پيكار با طنكرى را داشت . آنها با طنكرى درباره شهر رها به جنگ پرداختند تا « بطرك » بين آنان ميانجيگرى كرد . اين مرد