ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

62

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

او مردى دلير و با شهامت و هوشيار و دانشمند و بردبار و بخشاينده بود . گذشت داشت و بارها گناهان بزرگ را بخشيده بود . شعر نيكو مىگفت . ازو نقل شده است كه يك بار بين دو طائفه عرب : عدى و رياح جنگ درگرفت . مردى از طائفهء رياح درين جنگ كشته شد . آنگاه با هم آشتى كردند و خون آن بيچاره را به هدر دادند . صلح آنان مسأله‌اى بود كه به او و شهرهاى او زيان مىرساند . لذا اشعارى گفت كه كسان مقتول را به خونخواهى او تهييج مىكرد . اين است آن اشعار : متى كانت دماؤكم تطل * اما فيكم بثار مستقل أ غانم ثم سالم ان فشلتم * فما كانت اوائلكم تذل و نمتم عن طلاب الثار ، حتى * كان العز فيكم مضمحل و ما كسرتم فيه العوالى * و لا بيض تفل و لا تسل ( يعنى : هر وقت خون‌هاى شما ريخته مىشود آيا كسى نيست كه توانائى خونخواهى و انتقام داشته باشد ؟ آيا اگر در جنگ سست مىشديد كامياب و تندرست ميمانديد در صورتى كه پيشينيان شما اهل ذلت و خوارى نبودند ؟ از خونخواهى غفلت كرديد تا جائى كه گوئى عز و شرف از ميان شما رخت بربسته است . شما درين جنگ نه نيزه‌هائى شكستيد و نه شمشيرهائى كشيديد و خرد كرديد . ) در نتيجه ، برادران مقتول حمله بردند و اميرى از طائفهء عدى را كشتند . لذا جنگ و كشتار بين دو طائفه شدت يافت و گروه بسيارى كشته شدند تا اينكه طائفهء بنى عدى را از افريقيه بيرون كردند .