ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
31
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
را شكست دادند و فرارى ساختند و بار و بنه و اموالشان را به غنيمت گرفتند . وقتى قلج ارسلان شكست قشون خود را ديد ، دانست كه اگر اسير شود رفتارى كه با او خواهد شد ، رفتار كسى خواهد بود كه هيچ جائى براى صلح باقى نگذاشته است ، مخصوصا وقتى سلطان در سرزمين خود و بنام سلطنت بجنگد . لذا خود را در نهر خابور انداخت و با تيراندازى به جانب ياران جاولى ، به حفظ جان خود پرداخت . اما اسبش او را در آب عميق فرو برد بطوريكه از آن آب نتوانست نجات پيدا كند و غرق شد . پس از چند روز نعش او بر روى آب ظاهر گرديد كه آن را در شمسانيه ، از قراء اطراف خابور ، دفن كردند . جاولى ، پس از اين جنگ ، به سوى موصل روانه شد و وقتى بدانجا رسيد اهالى شهر دروازهها را به روى او گشودند چون از ياران قلج ارسلان هيچكس نتوانست از ورود آنان جلوگيرى كند . جاولى در شهر فرود آمد و تمام كسان جكرمش را كه در ركاب قلج ارسلان جنگيده بودند دستگير كرد . وقتى به شهر موصل تسلط يافت خطبه خواندن بنام سلطان محمد را تجديد نمود و اموال گروهى از ياران جكرمش را گرفت . آنگاه به سوى جزيرهء ابن عمر روانه شد كه در آنجا حبشى بن جكرمش حكومت ميكرد و اميرى از بردگان پدرش ، بنام غزغلى ، با او بود . جاولى آن جا را مدتى در حلقهء محاصره نگاه داشت تا اينكه اهالى با او صلح كردند و شش هزار دينار با اغنام و احشام و جامههاى گرانبها تقديم نمودند . و او ، پس از دريافت آنها ، به موصل بازگشت