ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

32

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

و ملكشاه فرزند قلج ارسلان را به نزد سلطان محمد فرستاد . بيان احوال فرقهء باطنيه در اصفهان و كشته شدن فرزند عطاش درين سال سلطان محمد قلعهء موسوم به « شاه دز » را كه نزديك اصفهان واقع شده بود و فرقهء باطنيه آن را در اختيار داشتند به تصرف درآورد و فرمانرواى قلعه ، احمد بن عبد الملك بن عطاش و پسرش را كشت . اين قلعه را ملكشاه بنا كرده ، و پس از او ، احمد بن عبد الملك بن عطاش بر آن مستولى شده بود . احمد از آن جهة به آسانى توانست بر اين قلعه دست يابد كه ابتدا به قلعه بانى كه در آنجا بود پيوست و با او دوست شد و پس از مرگش قلعه را تصاحب كرد . باطنيان اصفهان بر سر او تاج گذاردند و اموالى برايش گرد آوردند و اين كار را از آن جهت كردند كه پدرش عبد الملك در مذهب آنان بدعت گذارده بود . عبد الملك مردى اديب و سخنورى بليغ بود . خوش خط بود . حاضر جواب بود . عفيف بود . فقط به دوستى اين مذهب گرفتار شده بود . اما اين احمد ، پسر او ، نادان بود و هيچ چيزى نميدانست به - پسر صباح ، صاحب قلعهء الموت ، گفتند : چرا از اين پسر با همهء جهلى كه دارد ، تجليل مىكنى ؟ گفت : « به خاطر پدرش . چون او استاد من بود . »