ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
30
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
داشت . اما وقتى افراد قشون او از نيروى جاولى خبردار شدند ، ميانشان اختلاف افتاد . نخستين كسى كه مخالفت كرد ، ابراهيم بن ينال ، حاكم « آمد » بود كه خيمهها و بارو بنهء خود را برداشت و از « خابور » [ ( 1 ) ] به سوى شهر خود بازگشت . همينطور ديگران . قلج ارسلان كه چنين ديد مدتى را به دفع الوقت گذراند تا از حقيقت نيروى جاولى و تعداد سپاهيان او خبرى به وى برسد . ضمنا پيام فرستاد و آن عده از قشون خود را كه - همچنانكه گفتيم - نزد سلطان روم براى كمك به او در جنگ با فرنگيان رفته بودند ، فراخواند تا چون به خابور رسند عدهء افرادش به پنجهزار نفر بالغ گردد . جاولى چهار هزار نفر در اختيار داشت كه قشون ملك رضوان نيز از آن جمله بودند . فقط در سپاه او دليران بيشترى وجود داشتند . جاولى قلت افراد سپاه قلج ارسلان را غنيمت شمرد و پيش از اينكه ساير افراد قشونش به وى ملحق شوند با وى به جنگ برخاست . دو لشكر در بيستم ذى القعده با هم روبرو شدند . قلج ارسلان يكتنه به سپاه دشمن حملهور شد و با آنان در آميخت و دست علمدار را انداخت و خود را به جاولى رساند و او را با شمشير زد . ولى شمشير او حتى كژ آغند ، يعنى جامهء زير زره ، را هم بريد ولى به بدن او صدمهاى وارد نياورد . درين وقت ياران جاولى به كسان قلج ارسلان حمله بردند و آنان
--> [ ( 1 ) ] - خابور : نام نهر بزرگى است بين راس العين و فرات و آب اين رود از چشمههاى راس - العين فراهم آيد و بسيارى از شهرها كه اين رود از آنجا گذرد بدان نام موسوم شده است - از معجم البلدان ( لغتنامه دهخدا ) .