ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
269
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
سلطان سنجر به فكر تصرف جبال [ ( 1 ) ] و عراق و آنچه در دست برادرزادهاش سلطان محمود بود ، افتاد . در اين وقت از كشتن وزير خود ، ابو جعفر محمد بن فخر الملك ، ابو المظفر بن نظام الملك ، پشيمان شد . سبب كشتن او اين بود كه او اميران را خوار و خفيف ميساخت و آنان را از خود بيزار مىكرد - بدين جهة كينهء وى را در دل داشتند و از او بدشان مىآمد . وقتى از دست او به سلطان سنجر شكايت كردند ، سلطان در غزنه بود و به آنان خبر داد كه ترتيب كشتن او را خواهد داد ولى انجام
--> [ ( 1 ) ] - جبال يا بلاد الجبال يا قوهستان ( معرب كوهستان ) در اصطلاح جغرافيا نويسان قديم اسلامى ، عنوان ناحيهاى كوهستانى در ايران است كه بعد به عنوان « عراق » و « عراق عجم » مشهور شده است . اين ناحيه از شرق به كوير خراسان و فارس ، از غرب به آذربايجان ، از شمال به كوههاى البرز ، و از جنوب به عراق عرب و خوزستان محدود بود . ناحيهء جبال ، غير از دشت ممتد از همدان تا رى و به جانب قم ، كوهستانى است . و وجه تسميهء آن به « جبال » نيز همين است . ولايت جبال شامل ماهين ( يعنى دو ماه : ماه كوفه و ماه بصره ) بوده است . و در واقع تمام بلاد واقع در ايالت قديم ماد را كه در عهد فتوح اسلامى بوسيلهء اعراب بصره و كوفه فتح شده است در برداشته است . نام عراق عجم را ايرانيها ظاهرا در قرن ششم هجرى قمرى ، در دورهء سلاجقه ، به اين ناحيه دادند . و پس از حملهء مغول عنوان « جبال » متروك گرديد . در بعضى موارد ولايات كوهستانى خراسان واقع بين هرات و نيشابور هم جزء جبال به شمار مىآمده است چنان كه ولايت طبرستان ( مازندران ) نيز گاه به اين نام جبال خوانده مىشده است و امراى محلى آن سرزمين را ملوك جبال مىخواندهاند . ( دائرة المعارف فارسى )