ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

21

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

و جار بزنند و به ياران او در موصل بگويند كه شهر را تسليم كنند و بدين وسيله ولىنعمت خود را از بلائى كه گرفتار شده برهانند . حتى خود جكرمش نيز به آنان فرمان داد كه چنين كنند . ولى گوش ندادند . جكرمش را در چاه عميقى زندانى مىكردند و شخصى را نيز به - نگهبانى او گماشته بودند تا وى را ندزدند . در يكى از روزها وقتى او را از چاه بيرون آوردند ديدند جان به جان آفرين تسليم كرده است . جكرمش كه مدتى قريب شصت سال عمر كرد مقامى بلند و منزلتى و الا داشت . حصار موصل را استوار ساخت و ديواره‌اى نيز بنا نمود ، خندق آن را حفر كرد ، نيروى دفاعى آن را افزود و تا حد امكان وسائل استحفاظى شهر را تكميل نمود و در استحكام آن كوشيد . با جكرمش مردى از اعيان موصل بود كه او را ابو طالب بن كسيرات مىخواندند . فرزندان كسيرات تا اين روزگار [ ( 1 ) ] در موصل هستند و از اعيان آن شهر شمرده مىشوند . ابو طالب نزد جكرمش تقرب و مقام و منزلتى داشت . به كارهاى او وارد و مسلط بود و با او در جنگ‌ها شركت مىكرد . وقتى جكرمش اسير شد ، ابو طالب ترسيد و به سوى اربل گريخت . در آن زمان پسر ابو الهيجا ، صاحب اربل ، همراه جكرمش با جاولى جنگيده و اسير شده بود . جاولى نامه‌اى به ابو الهيجاء نوشت و ابو طالب بن كسيرات را از او خواست . او هم ابو طالب را رها ساخت و براى وى فرستاد . در مقابل ، جاولى نيز فرزند ابو الهيجا را آزاد كرد و او را به نزد پدر برگرداند .

--> [ ( 1 ) ] - يعنى تا زمان حيات مؤلف كتاب ، نيمه اول قرن هفتم هجرى