ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

171

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

طغتكين نيز از سلطان محمد وحشت داشت زيرا كشتن امير مودود را به او نسبت ميدادند . لذا با ايلغازى قرار گذاشت كه متفقا از اطاعت سلطان محمد سرباز زنند و به فرنگيان پناه برند و از آنان يارى بخواهند . بدين منظور نامه‌اى به حاكم انطاكيه نوشتند و نسبت به او سوگند وفادارى ياد كردند . او هم در ساحل درياچهء قدس ، نزديك حمص ، از آنان ديدار كرد . در آنجا رشته‌هاى پيمان را استوار ساخت . سپس فرمانرواى انطاكيه ، به مقر حكومت خود مراجعت كرد . طغتكين نيز به دمشق برگشت . ايلغازى ميخواست به دياربكر برود و سپاهى از تركان گرد آورد و برگردد . لذا به سوى رستن [ ( 1 ) ] روانه گرديد و در رستن به قصد استراحت فرود آمد . امير قرجان بن قراجه ، حاكم حمص در صدد حمله به ايلغازى برآمد . و ياران ايلغازى وقتى اين خبر را شنيدند ، او را ترك گفتند و پراكنده شدند . در نتيجه ، قرجان به او غلبه يافت او و گروهى از خاصان او را اسير كرد . و رسولى به خدمت سلطان محمد فرستاده اين موضوع را به

--> [ ( 1 ) ] - رستن : ( به فتح ر و سكون سين و فتح ت ) شهرى است ميان حماة و حمص . از آن شهر است عيسى بن سليم رستنى ( منتهى الارب ) شهركى قديمى است در بين حماة و حمص . اين شهر در ساحل نهر ميماس يعنى نهر عاصى واقع شده بود و فعلا ويرانه است . از آثار باقيماندهء آن چنان برمىآيد كه وقتى شهرى محتشم بود و بالاى جايگاهى بلند واقع شده و مشرف بر عاصى است - از معجم البلدان . ( لغتنامه دهخدا )