ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

109

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

بدون ميانجيگرى كسى صلح كردند . سبب اين آشتى هم آن بود كه سلطان محمد وقتى ملك العرب ، سيف الدولهء صدقه ، را همچنانكه شرح داديم ، كشت . شيعيان بغداد ، اهل كرخ و غيره ، بر جان خود بيمناك شدند زيرا سيف الدوله صدقه و خاندانش شيعى مذهب بودند . سنيان مرتب شيعيان را سرزنش و تهديد مىكردند كه چون سيف الدوله كشته شده و قريبا بلا بر جان آنان نيز نائل خواهد گرديد . شيعيان ميترسيدند ولى ظاهرا اين حرفها را ناشنيده مىانگاشتند در صورتى كه ترسشان همچنان بر جاى بود تا اينكه ماه شعبان فرا رسيد . در ماه شعبان سنيان براى زيارت قبر مصعب بن زبير آماده شدند . سالها مىگذشت كه زيارت قبر مصعب را ترك كرده بودند و بخاطر فتنه‌هائى كه ازين كار بر پا ميشد ، از اقدام به آن خوددارى مىكردند . هنگامى كه براى رفتن به زيارت آمادگى يافتند متفقا تصميم گرفتند كه راه خود را از محلهء كرخ بيندازند و اين تصميم خود را نيز آشكار كردند . اهل محلهء كرخ نيز متفقا تصميم گرفتند كه با آنان مجادله نكنند و از حركت آنان ممانعت ننمايند . سنيان اهل هر محله‌اى را جداگانه به راه انداختند و هر دسته‌اى از زيب و زيور و سلاح اشياء زيادى با خود داشت . اهل محله باب - المراتب فيلى از چوب ساخته بودند و مردان مسلحى رويش نشسته بودند . عموم آنها قصد داشتند كه از محله كرخ عبور كنند . اهالى كرخ با بخور و عطريات و آب سرد و اسلحه بسيار به پيشباز آنان رفتند