ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

110

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

و از ديدن آنان اظهار شادمانى و سرور كردند . و همچنين آنان را بدرقه نمودند تا از محله بيرون رفتند . در شب نيمهء شعبان نيز شيعيان عازم زيارت آرامگاه موسى بن - جعفر و غيره شدند و هيچيك از سنيان متعرض آنان نگرديدند بطورى كه اين موضوع همهء مردم را به شگفتى انداخت . اتفاقا فيلى كه اهل محلهء باب المراتب ساخته بودند نزديك پل « باب حرب » شكست . و اين واقعه باعث شد كه عده‌اى براى آنان مىخواندند : « أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحابِ الْفِيلِ » [ ( 1 ) ] تا آخر سوره

--> [ ( 1 ) ] - سورهء 105 از قرآن كريم كه به سوره فيل موسوم است . سوره فيل كه مشتمل بر پنج آيه است واقعه اصحاب الفيل را بطور خلاصه حكايت مىكند : ( مگر نديدى كه پروردگارت با اصحاب الفيل چه كرد ؟ مگر كيد و حيله آنان را بىاثر نساخت ؟ بر ايشان طير ابابيل فرستاد كه سنگ‌هائى از جنس سجيل بر ايشان ببارند و آنان را مانند كاه نشخوار شده يا مانند برگ‌هاى انجيرى كه حيوانات چريده باشند گردانيد ) . راويان عرب راجع به قصه اصحاب فيل : راويان عرب واقعه فيل را چنين روايت كرده‌اند : ابو مكسوم ، ابرهه ، ملقب به اشرم از طرف نجاشى پادشاه حبشه بنام اسهمه با سردار حبشى ديگر بنام ارياط براى فتح يمن مامور گرديد . ( ابرهه لهجه حبشى ابراهيم است ) حاكم يمن درين زمان اشمقانى نام داشته و در نقوش سد مآرب نام وى شميفع منقوش است و شاهزاده حميرى كه به يارى انوشيروان و نيروى سپاه و هرز ( سال 570 يا 576 ميلادى ) به حكومت يمن بازگرديد ، سيف يزن يا سيف ذى يزن نام داشت . بعد از فتح يمن ميان اين دو سردار اختلاف ظاهر شد و اين اختلاف به قتل ( ارياط ) خاتمه يافت و حبشيان گرد ابرهه جمع شدند و ميگويند چون بينى ابرهه درين جنگ شكافته شد به اشرم ملقب گرديد ) . نجاشى از اين پيشامد خشمگين شد و قسم ياد كرد كه موى پيشانى ابرهه را