ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
97
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
آنجا ميزيست محاصره نمودند . فنا خسرو بن مجد الدوله ، و كامروى ديلمى صاحب ساوه هم به تركان منضم گرديدند و جمع آنها فزونى يافت و شوكت شان زياده شد و شدت يافت . همين كه علاء الدوله چنان ديد كه هر چه پيشروى ميكنند جمع آنها افزونتر و نيروىشان بيش از پيش ميگردد و خود زبون مىشود بر جان خود بيمناك شد و شهر را شبانه در رجب ترك كرده و به اصفهان گريخت . اهل بلد از آن پيش آمد سخت بترسيدند و جمع شان بپاشيد ، و از جنگ عدول كرده و به گريختن به مكر و فريبكارى دست زدند ، غزها فرداى آن شب ( كه علاء الدوله باصفهان گريخت ) آنها را بجنگ خواستند ، پايدارى در برابرشان نكردند و غزها وارد شهر شدند و غارت و تاراجگرى پردامنهاى نمودند و زنان را باسارت به بند كشيدند . و همچنان پنج روز بماندند تا اينكه زنان همگى به مسجد پناهنده شدند و مردم بهر راه و گريزگاهى كه مييافتند بپاشيدند و گريختند ، و نيك بخت كسى بود كه جان بسلامت بدر برده بود و اين رويداد پس از واقعهاى كه پيش از آن رخ داد ، مستاصل كننده بود ، حتى اينكه گفته شد گروهى هم كه به مسجد پناهنده شده بودند ، بيش از پنجاه نفر نبودند ! چون علاء الدوله به ترك رى گفت گروهى از غزها او را دنبال كردند لكن به او نرسيدند ، برگشتند و به « كرج » كه رسيدند آنجا را غارت نمودند و مرتكب افعال و اعمال زشت شدند . طايفهاى از آنها بسركردگى ناصغلى به قزوين رهسپار شدند ، اهالى قزوين با آنان جنگيدند و سپس به هفتهزار دينار با آنها صلح نموده در طاعت ناصغلى بدر آمدند . گروهى از غزها در اروميه ( رضائيه كنونى ) بودند ، از آنجا به ارمنستان رفته و بر مردم بتاختند و در كشتار بيداد كرده و بسيارى را كشتند و غنيمت و اسير گرفته ( زنان را ) و به اروميه بازگشتند و در متصرفات ابى الهيجاء هذبانى پخش شدند ، كردها از سوء مجاورت آنها با آنها جنگيدند و مردم بسيارى كشته شدند و غزها شهر ها غارت نمودند و بسيارى از كردها را كشتند .