ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

96

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

بيان آنچه كه غزها در آذربايجان كردند و ترك كردن آنجا گفته بوديم كه گروهى از غزها خود را بآذربايجان رساندند و « هسودان » آنها را گرامى داشت و با آنها پيوند خويشاوندى برقرار كرد باميد اينكه او را يارى كرده و از شر آنها ايمن باشد ، نام سركردگان آنها عبارت بود از : بوقا ، كوكتاش ، منصور و دانا ، و از وى « هسودان » در ايمن بودن از فساد و شر آنها ، دور و دراز بود چه ، آنها ترك شر و فساد و قتل و غارت نكردند ، و بمراغه رفتند و بسال چهار صد و بيست و نه وارد آنجا شده و مسجد آنجا را سوزاندند و از عامهء مردم كشتارى بزرگ نمودند و همچنين از كردهاى هذبانيه ، كار بزرگ و بلاء شدت پيدا كرد . كردها ، همين كه احوال را چنان ديدند و ديدند كه چه به روزگار اهل بلد آورده‌اند ، براى صلح و اتفاق و دفع شر آنها گام برداشتند و ابو الهيجاء بن ربيب الدوله با هسودان صاحب آذربايجان صلح و اتفاق كلمه پيدا كردند و اهالى آذربايجان نيز مجتمع شدند و غزها اجتماع مردم را بجنگ و پيكار نگريستند توقف در آن منطقه را بصلاح خود ندانستند ، و زيستن در آنجا براى آنها سخت و متعذر گرديد و از آذربايجان منصرف شدند و آنجا را ترك كردند و سپس به دو گروه پخش گرديدند گروهى از آنها به غزهائى كه در رى بودند پيوستند و رهبرى آنها با بوقا بود و گروه ديگر كه رهبرىشان با منصور و كوكتاش بود رو بهمدان نهادند ، در همدان ابو كاليجار بن علاء الدوله بن كاكويه حكومت ميكرد . او با اهل بلاد در جنگ با تركان غز و دفاع از خود و شهرهاشان اتفاق كرد . گروه زيادى در پيكار ميان فريقين كشته شدند و توقف غزها در محاصرهء همدان به درازا كشيد و همين كه ابو كاليجار بن علاء الدوله چنان بديد و ضعف خويش را در مقاومت با آنها دريافت ، با كوكتاش مكاتبه نمود با وى صلح كرده پيوند خويشاوندى پيدا كرد . و اما آنهايى كه قصد رى نمودند ، شهر رى را كه علاء الدوله بن كاكويه در