ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
77
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
بر دشت ميزارد و انس را وحش بيند و به وحش انس گيرد روزى كه از مادر بزاد و وى را شير بداد ، از ساق باريك دست و پاى او چيزى تباه نشد و در اين دشت سرمست مىگرديد كه با درندگانى برخورد كه تكه پارهاش كردند دردناكتر از آن احوال من است روزى كه انگشتهايم مرا بدرود گفته با گوهرها كه از آن فرو ميريخت و ديگران بر شتران خود سرود شتاب خوانده و به پندار عشق ميرفتند تو گوئى پيش ديدگانم روان هستند و شگفتتر آنكه پس از آنها من چگونه زيستم و حال آنكه چيزى از صولت خود برايم بجاى نگذاشتند . و اما ابو الخطاب حمزة بن ابراهيم وى در حال مفلوج در كرخ سامراء غريب درگذشت ، و جاه و منزلتش زوال پيدا كرده بود . مولدش بسال سيصد و سى و نه بود و المرتضى در رثاء او سخن سرود ، علت وابستگى او به بهاء الدوله دانش او در نجوم بود و بجايگاهى بلند رسيد كه امثال او نرسيده بودند و وزيران خدمتش ميكردند و فخر الملك يكصد هزار دينار برايش فرستاد و بگرفت و مآل كارش تنگدستى و فقر و غربت بود ! بيان پارهاى از رويدادها در اين سال در سراسر عراق تگرگ باريد ، هر دانهء آن يك يا دو رطل [ ( 1 ) ] بود و كوچكترينش به اندازه تخم مرغ و غلات را تباه كرد ، و چيزى جز اندكى از آن سالم نماند . در اين سال در تشرين ثانى ( نوامبر - آذر ) بادى سرد در عراق وزيد كه آب و سركه يخ بستند و آسيابها كه از آب دجله مىگشتند از كار افتادند . در اين سال حج از خراسان و عراق منقطع گرديد . در اين سال ساختمان المعزيه متلاشى گرديد ، اين بنا را معز الدوله بن بويه بنا و بزرگ كرده بود . و هزار هزار دينار ( يك ميليون ) خرج بناى آن كرد و نخستين
--> [ ( 1 ) ] رطل عراقى معادل تقريبا پانصد و پنجاه گرم و قدرى از نيم كيلو بيشتر است م .