ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
68
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
و بازار دستخوش آتشسوزى گرديد و عامه و عياران هم خود را وارد بدين مطامع نمودند و بر هر مردى وارد شده ذخاير ( پس اندازهاى ) او را طلب ميكردند . چنان كه سلطان بهنگام مصادره شخصى ، مردم ، درها بر درهاى خانههايشان افزودند و لكن سودى نبخشيد و جنگ ميان سپاهيان و عامه رويداد ، سپاهيان پيروز شدند و كرخ و غيره را غارت كردند و مالى فراوان بدست آورده و مردم گوشهگير و اهل خير ، گشته شدند . فرماندهان و خردمندان سپاه چون وضع را چنان ديدند و پادشاه ابا كاليجار هم خويشتن به آنها نرساند و بلاد رو به خرابى رفته و اعراب و كردهاى همجوار هم طمع ورزيدهاند به جلال الدوله نوشتند كه به بغداد بيايد و آمد و اين رويداد را در وقايع سال چهار صد و هيجده ياد خواهيم كرد . بيان رفتن اثير به موصل و جنگ با بنى عقيل در اين سال اثير عنبر از بغداد به موصل رفت . سبب اين بود كه اثير در دولت آل بويه حاكم و فرمانروا و اوامرش نافذ بود و مطيعترين مردم نسبت به او سپاهيان بودند و از همه بيشتر گوش بفرمان او داشتند ، و اكنون چون آن قدرت و نفوذ زوال پيدا كرده بود و سپاه مخالف او شده و طاعتش در جمع آنها از ميان رفته بود و التفاتى به او نداشتند . از وجود آنها بر جان خود بترسيد و رو به قرواش نهاد ، سپاهيان ابراز پشيمانى كردند و از او خواستند كه باز گردد ، اثير اين كار را نكرد و بموصل نزد قرواش رفت . ملك و تيولهاى او در عراق گرفته شد . از سوى ديگر نجد الدوله بن قراد و رافع بن الحسين گروه انبوهى را از بنى عقيل گرد - آوردند و بدران برادر قرواش هم به آنها پيوست و همه براى جنگ با قرواش رو بسوى او نهادند . قرواش چون آگاه از حركت آنها شد ، وى با غريب بن مقن و اثير عنبر ، اجتماع نمودند و از ابن مروان هم نيروهاى امدادى به آنها رسيد و سيزده هزار مرد جنگجو متشكل ساخته و روى بدانها نهادند و نزديك به شهر تلاقى كرده جنگيدند . و طرفين در نبرد پايمردى بخرج دادند و كشتار زياد شد ، در آن گير و دار شروان بن