ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
69
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
قراد كارى نيك و پسنديده كرد به اين ترتيب كه در بحبوحه زد و خورد ، قصد غريب نمود و او را در آغوش گرفت و با وى آتشى كرد ، ابو الفضل بدران بن مقلد هم نسبت به برادرش قرواش همين كار را كرد و در نتيجه همه با هم صلح و آشتى كردند و قرواش شهر نصيبين را به برادرش بازگرداند . بيان اينكه خفاجه انبار را آتش زدند و به طاعت ابى كاليجار بدر آمدند در اين سال منيع بن حسان امير خفاجه به « جامعين » رفت . آنجا به نور الدوله دبيس تعلق داشت . و ابن حسان آنجا را غارت كرده دبيس بدنبال او بكوفه رفت و منيع بن حسان آنجا را ترك كرده و قصد انبار نمود كه تعلق به قرواش داشت ، و چنان كه پيش از اين ياد كرديم قرواش آنجا به خود بازگردانده بود . همين كه امير خفاجه به آنجا رسيد با اهالى آن جنگيد و آنها را توانائى برابرى با خفاجه نداشتند و خفاجه وارد انبار شده آنجا را غارت كرده و بازارهايش را آتش زدند . قراوش براى جلوگيرى از آنها ، حركت كرد . و مريض بود و غريب و اثير عنبر هم با وى بودند . و به انبار رسيد ، سپس آنجا را ترك كرده و به « قصر » رفت ، طمع خفاجه تشديد پيدا كرده و به انبار برگشتند و دوباره آن را به آتش كشيدند . قرواش به « جامعين » رفت او با نور الدوله دبيس بن مزيد با ده هزار مرد رزمجو متشكل شدند ، جمع خفاجه هزار نفر بود قرواش با آن سپاه بزرگ پيشقدمى براى برابرى با هزار نفر نكرد و مردم انبار شروع به ساختن حصار و با روى شهر نمودند و قرواش هم به آنها كمك كرد و زمستان را نزد آنها بسر برد . از آن سوى منيع بن حسان نزد پادشاه ابى كاليجار رفت و طاعت از وى كرد و خلعت بوى داد . و منيع بكوفه آمد و خطبه بنام ابى كاليجار خواند ، و حكم بنى عقيل از سرزمينهاى مشروب شده از فرات زايل گرديد .