ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
61
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
به شكل سه گوشه به ظاهر مدور با دو دست در بناء و صورتى مصور نبود ، يمين الدوله آن را گرفت و شكست و بعضى از آن را آتش زد و پارهاى از آن را هم به غزنه بهمراه برد و در عتبه جامع ( مسجد ) آنجا كار گذاشت . بناى بتكده تاريك و روشنى بوسيلهء قنديلهائى از گوهرهاى گرانمايه كه باز زنجيرى از زر ناب و زنگى در انتهايش تعبيه شده بود ، آن محوطه را روشن ساخته بود و آن زنجير و زنگى كه داشت دويست من وزن داشته و همين كه گروه معينى شب هنگام از آنجا ميرفتند آن زنجير تكان مىخورد و از تكان آن زنگ بصدا درمىآمد و با پخش طنين آن گروه ديگر از برهمنان بعبادت به پا برميخاستند . در آنجا خزانهاى بود كه در آن تعداد بتهاى زرين و سيمين وجود داشت و پردههاى آويخته و مرصع بگوهرها و هر يك از آنها منسوب به بزرگى از بزرگانشان بود و ارزش آنچه در اين خانهها بود فزون از بيست هزار هزار ( بيست ميليون ) دينار بود . يمين الدوله همه را گرفت و عدهء كشتهشدگان زياده بر پنجاه هزار نفر بود . ديگر اينكه به يمين الدوله خبر رسيد كه « بهيم » فرمانرواى « انهلواره » قصد دژى نموده بنام « كندهه » در دريا و فاصلهء آن از راه خشكى به سومنات چهل فرسنگ است . يمين الدوله از سومنات بدان صوب رفت ، همين كه به محاذى آن دژ رسيد ، دو مرد صياد را ديد از آنها دربارهء ژرفاى آب دريا سؤال كرد ، و آنان او را آگاه كردند كه فروشدن در آن امكانپذير است و لكن هر گاه هوا اندكى بجنبش آيد هر كه باشد غرق مىشود ، پس استخاره از خداى بزرگ كرد و خود و همراهانش به آب زده سالم از آن بيرون آمدند و ديدند كه « بهيم » آن دژ را ترك و تخليه كرده ، يمين الدوله از آنجا برگشت و قصد منصوره نمود زيرا كه فرمانرواى آنجا از اسلام برگشته مرتد شده بود . همين كه خبر آمدن يمين الدوله به صاحب منصوره رسيد آنجا را ترك كرد . و بجنگل و بيشهزارهاى « اشبه » پناهنده شده بود ، يمين الدوله از دو موضع با همراهانش خويش او را احاطه كرد . بيشترشان كشته شدند و بسيارى هم در آب غرق و جز عدهء قليلى كسى جان بدر نبرد . سپس به « بهاطيه » رفت ، مردم آنجا طاعتش گردن نهاده سر بفرمان فرود آوردند ، پس از اينها به غزنه بازگشت و در دهم صفر سال