ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

377

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

امراء را خلعت بپوشاند و خشنودى و مسرتى عظيم آشكار نمود . بغداد را در ضمان ابى سعيد قاينى بيكصد و پنجاه هزار دينار واگذار كرد . و آنچه رئيس العراقين از عوارض و « گمرك » آزاد كرده بود ، بازگرداند و ابى سعد اعرابى را كه بصره در ضمان او بود دستگير نمود و عقد ضمان واسط به ابى جعفر بن صقالب به دويست هزار دينار بداد . بيان درگذشت طغرل‌بيك در ربيع الاول اين سال سلطان از بغداد به بلاد جبل رهسپار گرديد و به رى رسيد ارسلان خاتون دختر برادرش و همسر خليفه در مصاحبت سلطان بود زيرا كه شكايت كرده بود خليفه او را كنار گذاشته ، پس او را يا خود بهمراه آورد . سلطان مريض شد و روز جمعه هشتم ماه رمضان درگذشت و سن او تقريبا هفتاد سال و عقيم بود و از او فرزندى نماند . در آن موقع كندرى وزير او هفتاد فرسنگ از او دور بود . چون خبر درگذشت سلطان به او رسيد بدان صوب برفت و دو روزه خود را به آنجا رساند و هنوز او را به خاك نسپرده بودند و در بغداد فخر الدوله بن جهير وزير ( خليفه ) بماتم او نشست . كندرى از سلطان طغرل‌بيك حكايت كرده كه به او گفت : زمانى كه در خراسان بودم ، در خواب ديدم تو گوئى كه به آسمان بلند شده‌ام . و در لجه‌هاى ابر فرو رفته چيزى به چشم نميديدم ، جز اينكه بويهاى خوش ميبوئيدم و منادى مرا ندا همى دهد كه : تو نزديك به بارى ( خداوند ) جلت قدرته هستى نياز خود بخواه كه برآورده شود . با خود گفتم : طول عمر مسئلت كنم . گفته شد : هفتاد سال براى تو . گفتم : خداوندا مرا كافى نباشد . گفته شد : هفتاد سال براى تو . همين كه درگذشت عميد الملك حساب سال سن او را كرد به تقريب هفتاد سال بود حكومت و مملكت او در حضرت خلافت هفت سال و يازده ماه و دوازده روز بود . و اما اوضاع عراق ، بعد از وفات او چنين شد كه از ديوان خلافت به شرف الدوله