ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
317
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
بنام طغرل خطبه خواند . و غزهاى سلجوقى در سواد بغداد پخش شدند و جهت غربى بغداد را از تكريت تا نيل و در جهت شرقى تا نهروان و نواحى پائين دست را بباد يغما و تاراج گرفتند و در غارتگرى آنچنان اسراف روا داشتند كه بهاى گاو در بغداد از پنج به ده . و الاغ از دو به پنج « قيراط » بالا رفت و آباديهاى سواد بغداد مبدل به ويرانه شد و اهالى آنها از آنجاها رفتند . سلطان طغرل بصره و اهواز را براى هزار سب بن بنكير بن عياض در قبال سيصد و شصت هزار دينار تضمين كرد . و ارجان را به اقطاع بوى داد . و امر كرد در اهواز بدون نواحى كه تضمين آنها كرده است بنام خود خطبه بخواند . و قرميسين و توابع آن را به امير ابا على بن ابى كاليجار به اقطاع داد . و به اهالى كرخ دستور داد كه سحرگاهان در اذان صبحگاهى بگوييد : « الصلاة خير من النوم » ( نماز به از خوابيدن است ) و امر به تعمير و مرمت دار الملك كرد و تعمير شد و مزيد بر گذشته تزيين گرديد و در شوال بدانجا نقل مكان كرد . بيان پارهاى از رويدادها در اين سال ميان فقهاى شافعى و حنبلى در بغداد فتنهاى بر پا شد . پيشرو حنبلىها ابو على بن فراء و ابن تميمى بودند و گروه بسيارى از عامه ( مردم عوام ) بدنبال آنها افتادند و انكار ذكر بسم اللّه الرحمن الرحيم به آشكارا نمودند ( جهد به بسم اللّه ) و منع از ترجيع در اذان ( گويا مقصود تكرار جملهء مثلا « حى على الصلاة » باشد ) و « قنوت » در فجر ( نماز صبح ) نمودند . و به ديوان خليفه رسيدند و در آنجا اختلاف تسويه نگرديد . حنبليها به مسجد « باب الشعير » رفته و امام جماعت آنجا را بسبب جهر به بسم اللّه غارت كردند . او بيرون آمد و قرآن بدست گرفت و گفت : از مصحف ( قرآن ) آن را ( بسم اللّه را ) بزدائيد تا نخوانم و نگويم ! در اين سال در مكه گرانى فزون از حد رويداد . و بهاى ده رطل نان به يك دينار مغربى رسيد ، سپس يافتن نان دشوار شد . و مردم و حجاج مشرف به هلاكت شدند