ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

280

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

سبب اين فتنه چنين بود كه مردم كرخ در بناى باب السماكين و مردم قلائين در تكميل ساختمان باب مسعود به كار خود ادامه دادند . مردم كرخ چون از كار ساختمان فراغت پيدا كردند و برجهائى بنا كردند با طلا بر آن برجها نوشتند : « محمد و على خير البشر » و سنيان انكار آن كردند و ادعا كردند آنچه نوشته شده « محمد و على خير البشر » بنويسند : « فمن رضى فقد شكر و من ابى فقد كفر » ( يعنى هر كس رضا به داده داد سپاسگزار است و هر كس ابا كرد كفران كرده است ) مردم كرخ حاضر نشدند چيزى بر آن نبشته ( با طلا ) بيفزايند و گفتند : ما از آنچه كه بدان عادت داشتيم تجاوز روا نداشتيم و همان نوشتيم كه بر مساجد خود مينويسيم . خليفه القائم بامر اللّه ابا تمام نقيب عباسيان و عدنان بن الرضى نقيب علويان را براى معلوم داشتن آن وضع و اصلاح و پايان بخشيدن بدان فرستاد و هر دو نقيبين تصديق گفته كرخيان نموده بر آن گواهى نوشتند . در اين هنگام بود كه خليفه و نواب الرحيم ( ملك رحيم ) دستور دادند كه طرفين دست از قتال بازدارند و لكن نپذيرفتند . ابن المذهب قاضى و زهيرى و غيرهما از حنبليان اصحاب عبد الصمد مأمور شدند عامه را بر توسعه و گسترش فتنه برانگيزانند . نواب ملك رحيم ، بخاطر خشمى كه نسبت به رئيس الرؤساء و تمايلى كه او به حنبلىها داشت ، در جلوگيرى از آنان خوددارى كردند ، و آنها سنيان را از حمل آب از چاه به كرخ منع كردند . نهر عيسى دريچه‌هاى سد آن گشوده شده بود ، كار بر مردم كرخ بزرگ آمد ، گروهى از آنها برگزيده شد و قصد دجله نمودند و آب از دجله بار كرده آن را در ظرفهائى ريخته و گلاب بر آن افشانده و ندا در دادند كه آب سبيل ( رايگان ) است ، و با اين كار سنيان اغرا شدند . رئيس الرؤساء بر شيعيان با شدت عمل رفتار كرد ، پس آنها جملهء « خير البشر » را پاك ساخته بجاى آن جمله : « عليهما سلام » نوشتند . سنيان گفتند : ما با اين كار رضا نميدهيم مگر اينكه آجرى كه روى آن محمد و على ( نبشته‌اند ) از جاى بكنند و اجازت داده نشود « حى على خير العمل » ( در گفتن اذان ) بگويند . گروه شيعى خوددارى از انجام خواستهء آنها كرد و جنگ و ستيز تا سوم ربيع الاول ميانشان دوام يافت . و در گير و دار آن مردى هاشمى از سنيان كشته شد . خانواده‌اش جنازهء او را حمل