ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

264

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

منهزم شدند و با برادرانش ابو سعد و ابو طالب به « بصنى » رسيدند و از آنجا به واسط رفت ، و سپاه فارس روى به اهواز نهاده و آنجا را متصرف شده و چادرهاى خود در بيرون شهر برپاداشتند . بيان پاره‌اى از رويدادها در اين سال سپاهى از مصر به حلب رسيد . در حلب حكمران آن ثمال بن صالح بن مرداس حكومت ميكرد . از كثرت سپاهيان مصرى بيمناك شد و از آنجا رفت و مصريان حلب را متصرف شدند . در ذى قعده اين سال ابرى سياه بسياهى شبى تاريك بر فراز آمد و تاريكى آن بر ظلمت شب فزونى يافت و در جوانب آسمان چون آتشى افروخته . نمايان گرديد و در همانجا بادى سخت و تند وزيدن گرفت و جدولهاى آب خانهء خليفه را از جاى بكند و مردم از آنچه ديدند ناآرام شدند و ترسيدند و به نيايش و تضرع پرداختند . و اين پديده در بقيه شب بر طرف شد . در شعبان اين سال بساسيرى از راه خراسان قصد ناحيت « دزدار » نمود و آنجا را تصرف كرد و آنچه در آنجا بود بغنيمت برد . پيش از آن سعدى بن ابى الشوك آنجا را در تصرف داشت و باروئى براى آن ساخته و مستحكمش كرده و پناهگاهى از آن درست كرده بود كه خود در آن پناهنده ميشد و آنچه به غنيمت ميربود ، در آنجا ذخيره ميكرد و بساسيرى همهء آنها را گرفت . در اين سال اهالى كرخ از برپاداشتن مراسم عزادارى بنا به عادت جارى كه روز عاشورا داشتند ممنوع شدند و لكن مردم كرخ زير بار نرفتند و آن مراسم را انجام دادند و در نتيجه ميان آنها و سنيان فتنهء بزرگى برپا شد و در آن گير و دار عدهء زيادى از مردم كشته و مجروح شدند ، و شر از بين آنها بر طرف نشد تا اينكه تركها از دجله گذشتند . و چادرهاى خود را در جوار آنها بر پا داشتند ، آنگاه دست از شرارت كشيدند . سپس اهالى كرخ بنا كردند كه باروئى بر بازار « قلائين » بسازند