ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
245
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
بيان ظهور اصفر و اسير شدن او در اين سال در رأس العين اصفر تغلبى ظهور كرد و مدعى شد كه وى از ( رسولانى است كه ) در كتب ذكر آنها رفته است و مردمى را با به كار بردن فشفشه اسباب بازى بچهها اغوا كرد ، و گروهى را گرد خود جمع آورد و نواحى روم را مورد تاخت و تاز قرار داد ، و پيروزى يافت و غنائمى بدست آورد و بازگشت ، نامش بر زبانها افتاد ، و موقعيت او نيرو يافت و دوباره با عدهاى بيشتر از بار اول بعنوان غزا ( جهاد ) وارد خاك روم شده و در عمق آن پيشرفته و چندين برابر آنچه در بار اول به غنيمت گرفته بودند ، بدان دست يافته تا جائى كه جاريه ( كنيز ) زيبا به ثمن بخس فروخته شد مردم اين گزارشها را شنيدند و قصد او نمودند ، جمعش كثرت و شوكتش شدت پيدا كرد . وجودش براى روم بارى سنگين شد ، پادشاه روم به نصر الدوله - بن مروان نامه نوشت و گفته بود : تو آگاه هستى كه ميان ما چه عوالمى از مودت موجود است . و اين مردم چنين كارهائى كرده است ، چنانچه از قرار و پيمان متاركه فيما بين بازگشتهاى ما را آگاه كن تا خود تدبير كار خويش كنيم . » در آن هنگام چنين اتفاق افتاد كه رسولى هم از اصفر به نصر الدوله رسيد ، كه با ترك غزو ( جهاد ) و ميل بمدارا موافقت نداشت . پيام اصفر نيز او را انديشناك ساخت و گروهى از بنى نمير را بخواست و به آنها گفت : اين مرد رم را عليه ما بشورانيده و ما را توانائى چندان نيست كه عليه وى اقدام كنيم پس بخششها و عطايائى به آنها به بخشود كه كار اصفر را بسازند . و آن گروه نزد اصفر رفته به ظاهر در شمار پيروانش قرار گرفتند . اصفر آنها را نزديك به خود ساخت و ملازم او شدند و روزى بىپروا سوار و از محل خود دور شد و آن گروه از بنى نمير همراه و ملازم وى بودند ، پس عليه او برگشته او را دستگير كرده نزد نصر الدوله بردند و او را زندانى كرد و امر روم را تلافى نمود .