ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

170

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

در بيرون شدن وصول گزارش كار غزها بود و خرابيهاى آنها در بلاد و تجاوز بمردم و كشتار و اسارت زنان و چيره‌گى كه يافته بودند . وى در بلخ اقامت كرد و استراحت نمود و از كار خوارزم و خانيه فراغ بال يافته ، سپس سباشى حاجب را با نيروهاى امدادى تقويت كرد كه به كار غزها و استيصال آنها اقدام كند . سباشى شايستگى اينكه غزها را مقهور كند نداشت ، بلكه بنا به عادتى كه داشت مماطله مينمود . مسعود بن سبكتكين شخصا از بلخ حركت كرد و قصد سرخس نمود . غزها از روبرو شدن با او اجتناب كردند و بنا را بمكر و فريبكارى نهادند و چنان وانمود كردند كه تصميم دارند ، بدشت واقع بين مرو و خوارزم بروند ، در همانحال كه سپاهيان مسعود آنها را دنبال ميكردند و جوياى آنها بودند ، با گروهى از آنها روبرو شده جنگيدند و بر آنان پيروز شده گروهى را كشتند . پس از آن مسعود ، در شعبان اين سال شخصا بر آنها بتاخت و در اين امر برترى خود آشكار كرد از پيش روى او دور شدند ، سپس برگشته نزديك بنواحى مرو آمدند مسعود تاختن ديگرى بر آنها كرد و در آن گير و دار يك هزار و پانصد نفرشان كشته شد و بقيه فرار كرده و به دشت كه پناهگاهشان بود گريختند . اهالى نيشابور نيز بر آنهايى كه در آنجا بودند شوريدند و بعضى از آنها كشته شدند و بقيه بياران خود به همان بيابان منهزم شدند . مسعود عطف عنان بجانب هرات كرد كه در آنجا سپاهيان بسيج و آماده كند و بدنبال آنها بهر كجا كه رفته‌اند برود و دنبالشان كند . طغرل‌بيك برگشته آباديهاى پيرامون مسعود را مورد نهب و غارت قرار داد و بر او سخت گرفت . مردم همراه او بازگشته و دستهايشان پر از غنائم بود ، در آن هنگام مسعود بدنبال طغرل رفته ، در طلب او بود و همين كه بوى نزديك شد ، طغرل‌بيك از پيش روى او دور شده به استوا رفته و در آنجا رحل اقامت افكند فصل زمستان بود ، وى گمان كرد كه برف و سرماى هوا مانع مسعود از تعقيب او خواهد شد ، مسعود در طلب او از پاى ننشست و بدان صوب رفت طغرل‌بيك آنجا را ترك كرده راه طوس را در پيش گرفت . و كوههاى بلند و ارتفاعات آنها و