ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
171
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
راههاى تنگ و دشوار را پناهگاه خويش قرار داد . مسعود وزير خود احمد بن محمد بن عبد الصمد را با سپاهى گران بسوى او سوق داد ، وى با سپاهى زبده ( بىبار و بنه ) طى مراحل كرد ، همين كه طغرلبيك ملاحظه نمود بوى نزديك شدهاند ، مكان خود را ترك كرده بنواحى ابيورد رفت . از آن سوى مسعود به سمت ابيورد رفت كه از آن جهت راه به روى بهبندد ، طغرلبيك با مقدمهء سپاه او تلاقى كرد و بر آنها بتاخت . سپاه مسعود بر او پيروز شدند و بسيارى از ياران طغرل زينهار خواستند و تامين گرفتند ، و او از هر طرف كه روى ميكرد خود را مورد تعقيب ميديد كه او را طلب ميكنند ، پس رو به دشت نهاده ، بسوى خوارزم رفت و در آنجا بماند . همين كه غزها خراسان را ترك كردند ، مسعود قصد كوهى از جبال منيع طوس كرد كه مردمان آن با غزها يارى كرده در تباهكارى با آنها همگام بودند ، همين كه غزها به ترك آن بلاد گفتند مردمان آن ناحيت ، بنا به اعتمادى كه باستحكام و استوارى كوهستان خود داشتند ، در آنجا متحصن شدند ، مسعود بطور مجرد و زبده رو بسوى آنها نهاد ، و آن مردمان متوجه نشدند مگر زمانى كه مسعود و همراهانش با آنها درآميخته بودند ، خانواده و اموال خود را بجاى نهاده و به قلعه بلند كوه و رفته و در ارتفاعات آن پناه گرفتند ، و سپاه مسعود اموال و ذخاير آنها را به غنيمت گرفتند . سپس مسعود بهمراهان خويش دستور داد كه رو به قلعه پيشروى كنند ، و جنگ را شخصا اداره كرد ، و سپاهيان دستورش را اجراء نموده ، مردم آن ناحيه با سپاهيان مسعود به سختى و شدت هر چه تمام كه بمانند آن ديده نشده بود جنگيدند ، فصل زمستان و برف بر كوه انباشته و بسيار بود ، از سپاهيان مسعود بسيار در شكافهاى كوهستان كشته شدند و سرانجام بر اهالى آنجا پيروز گرديده و كشتار زياد نموده اسير بسيار گرفتند و كار را تمام و مسلمانان را از شر آنها راحت كردند . در جمادى الاولى بسال چهار صد و سى و يك مسعود به منظور استراحت به نيشابور