ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

159

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

داشتند و با صاحب خلاط در صلح ميزيستند . سناسنه آن دژها را منحصرا در اختيار داشتند ، و تا بسال پانصد و هشتاد متعاهد بوده و پس از آن مسلمانان آن دژها را از آنها بگرفتند و چنان كه بخواست خداى بزرگ ياد خواهيم كرد ، آنان را در آنجا تصفيه نمودند . سناسنه چون با ارامنه از رعاياى بلاد اتفاق كردند . حاجيان را دستگير و بسيارى را كشته و مرد و زن را اسير كردند و دارائى آنها را غارت نمودند و همگى را به روم فرستادند ، ارامنه نسبت به آن بلاد طمع ورزيدند و نصر الدوله بن مروان اين خبر بشنيد پس سپاهيان گرد آورد و تصميم بجهاد با آنها گرفت همين كه ارامنه از تصميم ابن مروان آگاه شدند و تصميم او را جدى ديدند ، پادشاه سناسنه با او مكاتبه كرد و تمام آنچه را كه يارانش تاراج كرده بودند و آزادى اسراى مرد و زن را ، مسترد و تعهد به برگرداندن آنها كرد و ابن مروان پيشنهاد صلح او را پذيرفت و بسبب استوارى دژهاى آنها و كثرت راههاى دشوار و تنگ آن بلاد و اينكه آنها نزديك به روم ميزيستند و هم آنكه روميان به يارى آنها بشتابند ، با آنان صلح كرد . بيان جنگ ميان المعز و زناته در اين سال زناته در افريقيه مجتمع و متشكل شدند . و سواره و پيادهء آنها به مقصد تصرف شهر المنصوره يورش بردند . لشكريان معز بن باديس با سر كرده و پيشتاز آنها در موضعى كه جفنه ناميده ميشد و نزديك به قيروان بود ، تلاقى كرد و نبردى سخت كردند . سپاهيان المعز شكست خوردند و از معركه دور شدند و به پادگانى كه در آنجا بود رسيده سپس برگشته جنگ را ادامه دادند . و بعضى بعض ديگر را تحريض به قتال كرده صنهاجه پافشارى نموده و در نتيجه زناته به زشت‌ترين وجه منهزم و گروه بسيارى از آنها كشته و خلق زيادى به بند اسارت گرفتار شدند . اين رويداد بنام واقعهء « جفنه » شناخته شده و بسبب بزرگى نزد خود آنها