ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
153
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
رزمندگان و سپاهيان خود را گرد آورد و از قرواش و غيره استمداد نمود ، سپاهيان از هر ناحيه به يارى او فرا رسيدند و همين كه ابن وثاب چنان بديد و دريافت كه نميتواند به مقصود خويش دست يابد ، از بلاد ابن مروان بازگشت . ابن مروان پيام به پادشاه روم فرستاد و او را به نقض متاركه معاتب ساخته اعتراض كرد و قرار صلح راسخ كرد و بامراى اطراف نامه نوشت و از آنها براى جهاد يارى خواست ، جمع او از سپاهيان و داوطلبان افزون گرديد و تصميم گرفت ، قصد رها و محاصرهء آن كند ، در اين اثناء رسولان پادشاه روم رسيدند و پادشاه روم پوزش خواسته بود و سوگند ياد كرده بود كه آگاه از آن رويداد نبوده است و كس به رها نزد سپاه و سركردهء آنها كه در آنجا بودند فرستاده و عمل آنها را نكوهيده دانسته است . و براى نصر الدوله هديهاى گرانقدر فرستاد . ابن مروان از تصميم خويش به غزوه بازگشت و سپاهيانى هم كه گرد آمده بودند پراكندند . بيان پارهاى از رويدادها در اين سال ابو سعد وزير جلال الدوله ، ترك مقام وزارت كرده و نزد ابى الشوك رفت و بعد از او ابو القاسم وزير شد ، مطالبات سپاهيان فزونى گرفت ، پس گريخت ، او را بيرون كشيده با سر برهنه در پيراهنى نازك به دار المملكه كشاندند . و وزارتش دو ماه و هشت روز بود ، و سپس ابو سعد بن عبد الرحيم بمقام وزارت بازگشت . در ذى حجه اين سال حسن بن ابى البركات بن ثمال خفاجى بر عم خود على بن ثمال خفاجى امير خفاجه به تاخت و او را كشت و خود به امارت بنى خفاجه نشست . در اين سال روميان گرد آمدند و رو به سوى حلب نهادند . شبل الدوله بن صالح بن مرداس بر آنها بيرون شد و فريقين با همديگر مصاف داده جنگيدند و روميان بهزيمت رفتند و شبل الدوله آنها را تعقيب كرد تا به غراز و غنائم بسيار بدست آورد و سالم برگشت . در اين سال خفاجه قصد كوفه كردند . رهبرى آنها با حسن بن ابى البركات بن ثمال بود و كوفه را مورد نهب و غارت قرار داده ميخواستند آنجا را خراب كنند