ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
154
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
و از آبيارى نخلستانها جلوگيرى كردند و بيشتر آنها نابود شد . و در اين سال زكى ابو على النهر سابسى از زندانش فرار كرد ، قرواش او را در موصل زندانى كرده بود ، و تاكنون در زندان بسر برده بود . در اين سال از عراق كسى حج نگذارد . در اين سال احمد بن كليب ، اديب و شاعر اندلسى درگذشت . داستان او با اسلم بن احمد بن سعيد مشهور است ، و دلباختهء وى بود ، دربارهء او سروده است : « اسلمنى فى هواه * اسلم هذا الرشا » « غزال له مقلة * يصيب بها من يشا » « وشى بيننا حاسد * سينال عما وشى » « و لو شاء آن يرتشى * على اوصل روحى ارشا » مفاد آن به فارسى چنين است كه گويد : اسلم مرا تسليم عشق خويش كرد ، غزالى است داراى مژگان كه تيرش بهر جا كه خواهد به نشانه زند ، حسودى ميان ما سخنچينى كرد . بپرسيدمش سعايت از چه كرده است ؟ چنانچه رشوهاى براى وصل خود خواهد روان خويش نياز مينمايم . وى از غصهء عشق خود درگذشت . در جمادى الاولاى اين سال احمد بن عبد الملك بن احمد بن شهيد اديب اندلسى درگذشت ، از سرودههاى اوست : « ان الكريم اذا نالته مخمصة * ابدى الى الناس شبعا و هو طيان » « يحنى الضلوع على مثل اللظى حرتا * و الوجه غمر بماء البشر ملان » و نيز از اوست : « كتبت لها اننى عاشق * على مهرق اللثم بالناظر » « فودت على جواب الهوى * با حور عن مابهء حاير » « منعمة نطقت بالجنون * فدلت على دقة الخاطر » « كان فوادى اذا اعرضت * تعلق فى مخلبى طائر » مفاد اين ابيات به فارسى چنين است : بخشنده مردى چون گرفتار شود بمردم