ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
145
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
خود بيفزايد كه از خراسان خبر غزها رسيد كه بخواست خداى بزرگ ياد آن خواهيم كرد . بيان ايضا محاصرهء قلعهاى در هند چون ملك مسعود قلعه سرستى را بگرفت از آنجا به قلعه « نفسى » روى آورد ، و در دهم صفر بدان ناحيه رسيد ، و آن را محاصره كرد . وى قلعهاى را ديد ، بسيار بلند كه ديده از ديدار بلندى آن برميگشت و خستگى ميآورد ، با وجود اين محاصرهاش كرد . در اين اثناء پيرزنى جادوگر از آن قلعه بيرون آمد ، و گفتگوئى درازا به زبان هندى كرد و سپس جاروبى بدست گرفته به آب تر كرد و رو باردوگاه سپاه مسلمانان ترشحات آن را بپاشيد ، مسعود مريض شد چنان كه نميتوانست سربلند كند و نيروى او دچار ضعف شديدى گرديد ، از شدت بيمارى از پيرامون قلعه بدور شد ، و همين كه آنجا را ترك كرد بيمارى بر طرف شد و تندرستى و عافيت به او بازگشت و به غزنه رفت . بيان فتنه نيشابور چون كار تركان چنان كه بيان خواهيم كرد ، در خراسان شدت پيدا كرد ، گروه زيادى از مفسدين و اجامر و اوباش و افراد شرير گرد هم آمدند ، و نخستين گروهى كه شر را بر پا كرد مردم ابيورد و طوس بودند ، و خلق بسيارى دور و بر آنها را گرفتند و رو به نيشابور نهادند كه آنجا را غارت كنند . حكمران نيشابور از آنجا براى رفتن نزد مسعود بيرون شده در مركز حكمرانى خويش نبود ، مردم نيشابور سخت بيمناك شده و بهلاك خود يقين پيدا كردند . در اثناى اينكه آنها مترقب دمار و هلاك و استيصال خويش بودند و جان و مال را رفته از دست ميدانستند . بناگاه امير كرمان به آنها رسيد با سه هزار سوار رزمجو ، وى قصد رفتن نزد مسعود داشت و به نيشابور رسيده بود ، مسلمانان بوى متوسل شده استغاثه كردند و تمنى كردند در نيشابور بماند كه دفع شر از آنها كند ، وى نزد آنها بماند و با اشرار و مفسدين باتفاق آنها بجنگيد و كار بزرگ شد و جنگ شدت