ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
146
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
يافت ، پيروزى او و مردم نيشابور را بود ، و اهل طوس و ابيورد و كسانى كه بدنبال آنها به راه افتاده بودند . منهزم شدند ، و امير كرمان و سواران او و مردم نيشابور شمشير بدست بجان آنها افتادند و از هر طرف شمشير ميانشان به كار انداختند ، امير كرمان سخت كار بزرگى در حق آنها اعمال كرد و سركوبشان كرد و بسيارى از آنها را اسير گرفت و بر درختان در راه بدارشان آويخت و گفته شد كه در آن رويداد و بيست هزار مردم از مردم طوس معدوم شدند . پس از آن امير كرمان زعماى قراء طوس را حاضر كرد و فرزندان و برادران و غيرهم از اهالى طوس را بگروگان بگرفت و زندانى كرد و گفت : هر گاه يكى از شما بمردم نيشابور و يا نقاط ديگر تجاوز كند و يا راهزنى كند ، فرزندان و برادران شما و گروگانها ، بجنايات متجاوز و متجاوزين كيفر خواهند ديد . و بدين ترتيب مردم آرامش پيدا كردند و خداوند براى مردم نيشابور فرجى بعد از شدت عطا نمود كه بحسابشان نميآمد . بيان جنگ ميان علاء الدوله و سپاه خراسان در اين سال علاء الدوله بن كاكويه و فرهاد بن مرداويج اجتماع كرده و متفق بر جنگ با سپاه مسعود بن محمود بن سبكتكين شدند ، سپاهيان از خراسان با ابى سهل حمدونى بيرون شده بودند ، و هر دو گروه با يك ديگر تلاقى كردند ، و جنگى شديد نمودند و هر دو طرف پافشارى كرده و فرجام كار انهزام علاء الدوله و كشته شدن فرهاد بود و علاء الدوله در جبال بين اصفهان و جرباذقان ( گلپايگان ) پناهنده شد و سپاه مسعود در كرج فرود آمد . ابو سهل به علاء الدوله پيام فرستاد و پيشنهاد كرد مالى كه مقرر بود بپردازد و به طاعت بازگردد . تا وى را بر باقيمانده بلاد مستقر ساخته و كار او را با مسعود اصلاح كند . رسولان بين آنها رفت و آمد كردند و توافقى حاصل نشد ، ابو سهل باصفهان رفت و آنجا را تصرف نمود و علاء الدوله چون از تعقيب كردن خويش بيمناك بود ، به ايذج رفت كه از پادشاه ابى كاليجار بود .