ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

130

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

بر وى استقرار يافت و نخستين كس كه با او بيعت كرد شريف ابو القاسم المرتضى بود ( مؤلف فاضل چهار بيت از قصيده‌اى كه المرتضى در مدح القائم سروده آورده كه در ترجمهء آن فايده‌اى متصور نبود . م ) القائم بامر اللّه قاضى القضاة ابا الحسن ماوردى را به رسالت نزد ابى كاليجار روانه داشت كه از او بيعت گرفته و در بلادش بنام وى خطبه خوانده شود . ابى كاليجار پذيرفته و بيعت كرد و در بلادش بنام او خطبه خواند ، و هداياى گرانقدر و اموالى بسيار براى القائم فرستاد ، بيان فتنهء بغداد در ربيع الاول اين سال ، فتنه ميان سنى و شيعه تجديد شد . سبب بروز آن اين بود كه شخصى ملقب به مذكور عزم غزا ( جهاد ) آشكارا كرد و در اين باره از خليفه طلب اجازت نمود ، خليفه بوى اجازه داد و منشورى از دار الخلافه در اين باره صاده و پرچمى هم بوى داده شد ، گرد او گروه بسيارى جمع شد و از باب الشعر و طاق - الحرانى عبور كرد و پيشاپيش او مردانى با سلاح در حركت بودند و فرياد به ياد ابى بكر و عمر رضى اللّه عنها برآورده بودند و گفتند : اين روز ، روز معاويه است ، مرد كرخ ابراز تنفر از آنها كردند ، و تيربارانشان نمودند ، فتنه بپاخاست و كوى يهوديان مورد غارت واقع شد زيرا گفته شده بود كه به اهالى كرخ يارى كرده بودند . همين كه فرداى آن روز فرا رسيد ، اهل سنت از دو جانب اجتماع كردند ، تركان هم با آنها بودند و قصد كرخ نمودند ، و آنجا را به آتش كشيدند و بازارها منهدم نمودند و اهالى كرخ مشرف بر مشكلى بزرگ شدند و خليفه انكار اين امر كرد . و سوزانيدن علامت خود را كه با غزاة همراه كرده بود ( مقصود همان پرچم است م . ) به آنها نسبت داد . وزير سوار شده روى به آنها نهاد ، پاره آجرى به سينه‌اش خورد ، عمامه از سرش بيفتاد و از مردم كرخ گروهى كشته شدند و در اين فتنه « سوق العروس » و بازار مسگران و سوق الانماط و دقاقين و غيرها سوزانده و خراب شدند ، و كار شدت پيدا كرد ، و عامه كلالكى را كه در انتظار يارى بود كشته و سوزاندند !