ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
12
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
و اما مرسيه ، حكومت آن با بنو طاهر بود و رياست آن با وجود عبد الرحمن از همان دودمان استوار گرديد و وى مدعو به رئيس بود و برياست دوام پيدا كرد ، تا اينكه المعتمد بن عباد . بدست وزيرش ( وزير عبد الرحمن ) ابى بكر بن عمار مهرى مرسيه را از عبد الرحمن رئيس گرفت . همين كه ابى بكر بن عمار آنجا را تصرف كرد بر المعتمد عصيان ورزيد ، وى سپاهى كه به سركردگى ابو محمد عبد الرحمن بن رشيق قشيرى بسوى مرسيه گسيل داشت و آنجا را محاصره كردند و بر محصورين سخت گرفته آنها را در تنگنا قرار دادند ، ابن عمار از آنجا بگريخت ، همين كه قشيرى به مرسيه وارد شد . او نيز بر المعتمد عصيان ورزيد تا اينكه وارد به طاعت از گروه ملثمين گرديد . ابو عبد الرحمن بن طاهر در شهر بلنسبيه باقيماند تا بسال پانصد و هفت در گذشت و در مرسيه دفن شد و سنش از نود سال گذشته بود و اما « مريه » خيران عامرى آن را متصرف بود ، و چنان كه گفتيم وى درگذشت و بعد از او زهير عامرى بحكومت آنجا نشست و وسعت ملكش ، و اعمال مجاور طليطله گسترش يافت و دوام كرد تا اينكه ، بطوريكه پيشتر گفتيم كشته شد و مملكت او به منصور ابى الحسن عبد العزيز ابن عبد الرحمن بن منصور بن ابى عامر رسيد ، و پس از منصور فرزندش محمد جاى او را گرفت . همين كه عبد العزيز در بلنسبيه درگذشت ، فرزندش محمد در مريه بجاى وى مستقر شد و از آنجا بلنسيه را نيز اداره ميكرد . در آن موقع المأمون يحيى بن ذى النون فرصت غنيمت دانسته بلنسيه را از محمد گرفت و وى در مريه باقيماند تا اينكه دامادش ذو الوزارتين آن را از او گرفت . ذو الوزارتين ابو احوص المعتصم معن بن صمارح تجيبى بود ، و در زمان حكومتش لورقه و بياسه و جيان و غيرها سر به طاعتش فرود آوردند تا اينكه بسال چهار صد و چهل و سه درگذشت و پس از او فرزندش ابو يحيى محمد بن معن كه چهارده سال از سن او ميگذشت جاى پدر را گرفت و عمش ابو عتبة بن محمد كفالت او نمود تا اينكه بسال چهل و شش در گذشت و ابو يحيى بسبب صغر سن او ضعيف شد و سرزمينهاى دور دست از او گرفته شد و غير از مريه و نواحى مجاور آن چيزى ديگر برايش بجاى نماند . ابو يحيى همين كه بسن رشد رسيد ، خود را به كسب دانش و مكارم اخلاق مشغول كرد و بدانش و اخلاق پرداخت . و بلند آوازه شد و نامش شهرت پيدا كرد و