ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

104

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

او كوچ بدهد . غزها به ارمنستان يورش برده و بلاد آنجا را غارت و زنان را باسارت ميبردند ، تا جائى كه كنيزى زيباروى بهايش به پنج دينار رسيد و اما غلامان ( برده‌هاى سفيد و نوجوان ) پسندهء آنها نبود و نميخواستند . و اما نامهء طغرل‌بيك در پاسخ جلال الدوله چنين بود كه ، اين تركمانان ، بندگان و خدمتگزاران و رعايا و اتباع ما بودند ، و امتثال اوامر ما نمودند و در استان ما خدمت ميكردند ، و همين كه ما براى بليات خاندان محمود بن سبكتكين و تدبيران به پا خاستيم و ( خدمتگزاران ) خويش را به منظور تسويه كار خوارزم بنمايندگى گماشتيم . آنها را از آنجا روى به رى سرازير شده ، بنا را به تبهكارى و فساد گذاشتند ، و ما با لشكريان خود از خراسان بسوى آنها روانه شديم . و پندار و گمان ما اين بود كه بخواستن زينهار و امان پناهندگى بما پيدا ميكنند . و التماس گذشت از گناهان خويش و بخشش همى كنند . اما اينكه هيبت ما آنها را بگرفت ، و شكوه و صولت ما آنها را متزلزل كرد . ناگزير بايدمان آنها را زير پرچمهاى خود به زانو و طاعت بدر آوريم و از شوكت و قدرت خود كيفر متمردين را به آنان بچشانيم خواه اينكه نزديك و يا دور باشند و بغارت ادامه دهند و يا آنكه يارى بجويند . بيان پيروزى قرواش حكمران موصل بر غزها پيش از اين بيان كرديم كه قرواش به « السن » رفت و مكاتبات وى را هم با حكمرانان اطراف مبنى بر طلب يارى از آنها ياد كرديم ، اما پادشاه جلال الدوله ، بسبب اينكه سپاهيان ترك ديگر اطاعت از او نميكردند ، به قراوش يارى نكرد ( يعنى نتوانست يارى كند ) و اما دبيس بن مزيد به يارى او شتافت و همهء مردم عقيل گرد او جمع آمدند ، نيروهاى امدادى ابى الشوك و ابن ورام و غيرهما نيز رسيدند و لكن اين گروهها بمعركهء جنگ نرسيدند زيرا كه قرواش همينقدر كه عقيل و دبيس گرد او جمع آمده متشكل شدند روى بموصل نهاد .