ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
100
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
از آنجا به قصد موصل و ديار بكر نمودند . بيان ورود غزها به ديار بكر در سال چهار صد و سى و سه غزها آذربايجان را ترك كردند . سبب اين بود كه ابراهيم ينال كه برادر طغرلبيك بود ، به رى رفت و غزها مقيم در آنجا خبر عزيمت او را به رى شنيدند و هراسناك از پيش روى او دور شده آنجا را ترك و از ترس او ببلاد جبل رفتند و از آنجا قصد آذربايجان نمودند ، در آنجا هم بسبب اعمالى را كه نسبت باهالى آذربايجان روا داشته بودند ، امكان توقف نداشتند و زيرا كه ابراهيم ينال پشت سر آنها بوده و از وى ميترسيدند چونكه آنها رعاياى او و دو برادرش طغرلبيك و داود بودند . و در آنجا يكى از كردها را راهنما گرفتند ، وى آنها را از راههاى كوهستانى بسيار دشوار به « زوزان » برد ، و از جزيره ابن عمر بيرون شدند ، بوقا و ناصغلى و غيرهما بديار بكر روى نهادند و فردى و باز بدى و حسنيه و نيشابور را مورد نهب و غارت قرار دادند و منصور بن غزغلى در سمت شرقى در جزيره بماند . سليمان بن نصر الدوله بن مروان با وى مكاتبه كرد . سليمان در جزيره اقامت داشت . و پيشنهاد مصالحه نمود كه در اعمال جزيره مقيم باشند تا اينكه موسم زمستان در گذرد ، آنگاه با بقيه غز به شام برود . منصور پذيرفت و صلح كرده دست بدست هم دادند . سليمان در نهان در انديشه غدر نسبت بوى بود ، و ضيافتى ترتيب داد و او را دعوت كرد ، چون وارد جزيره شد او را دستگير و زندانى كرد و همراهان او در هر جهتى پخش و پراكنده شدند . همين كه قرواش آگاه از آن رويداد شد . سپاهى انبوه رو بسوى آنها سوق داد كردهاى بشنويه نيز در آن سپاه گرد آمدند ، ياران فنك و سپاه نصر الدوله ، غزها را تعقيب نمودند و به آنها پيوستند و جنگيدند . غزها آنچه غنيمت گرفته بودند ، تقديم داشتند كه به آنها زينهار داده شود ، حريفانشان نپذيرفتند ، پس غزها چون كسى كه