ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

101

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

دست از جان كشيده باشد ، بدون ترس از مرگ جنگيدند ، بسيار از عربها زخمى و از هم جدا شدند . بعضى از غزها قصد نصيبين و سنجار به منظور نهب و غارت كرده بودند ، به جزيره برگشته آنجا را محاصره نمودند اعراب نيز براى گذراندن زمستان ( قشلاق ) به عراق رفتند ، غزها ديار بكر را كوبيدند و قتل و غارت كردند ، نصر الدوله منصور امير غزها را از فرزندش سليمان بگرفت و با غزها مكاتبه كرد و مالى هم به آنها داد و منصور را آزاد كرد مشروط بر اينكه دست از اعمال خود بردارند ، پيشنهاد او را پذيرفتند و منصور آزاد و مالى هم براى آنها فرستاده شد ، پس از آن باز هم غزها غدر كردند و بر شرارت خود افزودند . پاره‌اى از آنها رو به نصيبين و سنجار و خابور نهاده آن نقاط را بباد غارت گرفته بازگشتند ، برخى از آنها به جهينه و آباديهاى الفرج رفته آنجاها را غارت نمودند ، قرواش از ترس آنها وارد موصل شد . بيان تصرف موصل بوسيله غزها همين كه غزها از آذربايجان بيرون و به جزيرهء ابن عمر رفتند كه ، از متصرفات نصر الدوله بن مروان بود . بعضى از آنها با امرايشان كه نام برده بوديم بديار بكر و بقيهء آنان به البقعاء رفته در برقعيد فرود آمدند . قرواش حكمران موصل گروهى بسوى آنها گسيل داشت كه آنها را زير نظر گرفته تار و مارشان كنند غزها چون اين بديدند رو بموصل پيشرفتند ، قرواش بنا را به ملاطفت و نرمش و جلب آنها گذارد و سه هزار دينار حاضر شد بدهد . آنها پذيرفتند دوباره برگشته پيام فرستاد ، غزها پانزده هزار دينار ( باج ) طلب كردند ، قرواش ملتزم شد آن مبلغ را بدهد ، و اهالى شهر را احضار كرد و آنها را آگاه از آن حال نمود . در اثناء اينكه او و مردم شهر سرگرم جمع‌آورى آن مال بودند ، غزها بموصل رسيده و در « حصباء » فرود آمدند . قرواش و سپاهيان او و عامه از شهر بيرون آمدند و تمام روز را با غزها جنگيدند . چون شب فرا رسيد از يك ديگر جدا شدند و فرداى آن