ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

61

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

غير مسلمان . هرگز از كارى كه صلاح مسلمين در آن باشد كوتاهى و خوددارى مكن . هر كارى كه صلاح مسلمين باشد بر هواى نفس خود مقدم بدار . حق ناتوانان را از اقوياء بستان . چيزى بر مردم تحميل مكن . انصاف و عدالت را رعايت كن مگذار كسى بر ديگرى تعدى و تسم كند . حق را از غاصب بگير و به صاحب حق بده . مردم را به خود نزديك و بر آنها اتكا بكن زودتر از محل من برو تا بپايتخت مملكت خود در عراق ( بغداد ) برسى . اين مردم كه در اطراف تو هستند همواره تحت نظر تو باشند هرگز از آنها غفلت مكن و هيچ وقت از مراقبت آنان تسامح مكن . خرميان ( بابكيان - خرم دينان ) را هدف خود قرار بده . شخصى كه محترم و مقتدر و بردبار و دلير و با تدبير باشد بفرماندهى سپاه محارب آنها بفرست مال و سپاه بسيار تحت اختيار او بگذار . اگر مدت مقاومت آنها به طول بكشد تو خود شخصا بجنگ آنها برو . و ياران و دوستداران خود را همراه ببر . آن عمل را به نيت خداپرستى و فقط در راه خدا انجام بده كه از خداوند پاداش نيك بگيرى . پس از آن دوباره معتصم را نزد خود خواند زيرا درد وى سخت گرديد و احساس مرگ نمود . گفت : اى ابا اسحق ترا به خداوند و عهد پيغمبر اكرم صلى الله عليه و سلم سوگند مىدهم كه ميان مردم با حق و عدالت رفتار كنى . طاعت خداوند را بر معصيت مقدم بدارى زيرا من آن را ( خلافت ) از ديگرى گرفتم ( فرزندش عباس ) و به تو واگذار كردم . گفت : معتصم : خداوندا بدان كه من بلى مىگويم . بدان ( اى معتصم ) فرزندان عم تو امير المؤمنين على صلوات الله عليه را ( مامون از شيعيان محسوب مىشد و خلافت را حق على مىدانست و على را افضل خلق بعد از پيغمبر مىخواند و درباره عقيده او مباحث بسيار مهمى آمده كه در كتاب عقد الفريد وارد شده و قول او صلوات الله عليه كه صلوات مختص پيغمبر است دليل اعتقاد راسخ او مىباشد كه اين بحث خارج از موضوع كنونى ماست )