ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

62

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

مقرب بدار ( اولاد على ) و در حق آنان نيكى كن و از گناهكار آنها بگذر و نكوكار را پاداش بده و از يارى و نگهدارى آنان غفلت مكن . همه ساله به آنها صله بده كه حق آنها از چند جهت واجب و محترم است . اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ از خداوند بپرهيزيد با تمام حق پرهيزگارى و هرگز نميريد مگر آنكه مسلمان باشيد . در راه خدا و براى خدا كار كنيد در هر كارى خدا را در نظر بگيريد . من شما را به خدا مىسپارم . جان خود را هم به خدا مىسپارم . استغفر الله . از خداوند بخشش و عفو و غفران مىخواهم از آنچه از من سر زد كه خداوند غفور است . خدا مىداند كه من تا چه اندازه از گناههاى خود پشيمان شده‌ام . بر خدا توكل مىكنم و از گناه عظيم خود مغفرت مىخواهم . من سوى خدا باز خواهم گشت . لا قوة الّا باللّه - هيچ نيروئى غير از نيروى خدا نيست . حسبى اللّه و نعم الوكيل . خداوند براى من كافى خواهد بود كه او بهترين وكيل است . درود خداوند بر نبى هدايت و رحمت . بيان وفات مامون و عمر و صفت او در آن سال در هيجدهم ماه رجب مأمون درگذشت . چون مرض او شدت يافت و مرگش نزديك شد كسانى نزد او بودند كه شهادت را به او تلقين مىكردند . شهادت را براى او خواندند در آن هنگام ابن ماسويه طبيب حاضر بود ابن ماسويه به كسى كه او را تلقين مىكرد گفت : او را به حال خود بگذار او اكنون ميان خداوند و مانى فرق نمىگذارد ( يعنى در حالى كه هيچ چيز را نمىداند ) . مامون چشم خود را باز كرد و خواست ابن ماسويه را بكشد ولى نتوانست و خواست چيزى بگويد باز نتوانست پس از آن اين سخن بر زبان او جارى شد : « يا من لا يموت ارحم من يموت » اى كسى كه هرگز نمىميرد رحم كن بر كسى كه مىميرد و در همان دم مرد .