ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
293
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
را ببرد در آنجا بطوريكه گفته شده دو هزار دينار ( زر ) و هفتاد هزار درهم بود . در كوفه كار خود را آشكار كرد و زندانها را شكست و محبوسين را آزاد و مأمورين و عمال و حكام را طرد نمود عبد اللّه بن محمود سرخسى با لشكر خود بمقابلهء او شتاب كرد يحيى بن عمر بمبارزه او رفت . شمشيرى به روى او زد و عبد الله سخت مجروح و بى پا شد اتباع او همه گريختند و اتباع يحيى بر آنها غالب شده هر چه داشتند بيغما بردند . اسب و چهار پا و مال بسيار از آنها گرفتند . يحيى به اطراف كوفه رفت و زيديان ( پيروان عقيده و مذهب زيد بن على سجاد ) بمتابعت او شتاب كردند . از آنجا به شهر واسط رفت و در بستان اقامت كرد و گروهى از آن سامان به او گرويدند و بر پيروان او افزوده شد . محمد بن عبد الله حسين بن اسماعيل بن ابراهيم بن حسين بن مصعب ( از بنى اعمام او ) براى جنگ او با سپاه فرستاد كه ميان آنها پهلوانان دلير و مردم ورزيده و نيرومند بود . او يحيى را قصد كرد ولى يحيى از مقابله خوددارى نمود . يحيى راه كوفه را گرفت و حسين هم بدنبال او تا بكوفه رسيد و در آنجا داخل شد كه ناگاه عبد الرحمن بن خطاب معروف ( بوجه الفلس ) بمقابله او شتاب كرد جنگ رخ داد و عبد الرحمن منهزم شد حسين هم رسيد و هر دو در محل شاهى روبرو شدند . زيديان هم گرد يحيى بن عمر تجمع نمودند . او براى رضا از آل محمد دعوت كرد ( به اين معنى اول قيام مىكنند و بعد تراضى حاصل مينمايند كه يك تن از خاندان رسول را براى خلافت انتخاب كنند و به او لقب رضا مىدهند يعنى رضا بر خلافت و انتخاب او حاصل شد چنان كه حضرت على بن موسى رضا لقب داده شد و قبل و بعد از او اين عنوان رضا مصطلح بود ) . مردم گرد او تجمع كردند و او را دوست داشتند عوام بغداد هم بولاى او و پيروى از او مبادرت كردند و آنها نمىدانستند كه ديگرى غير از او برگزيده شود . جمعى از اهالى كوفه كه سرشناس و خردمند و با تدبير بودند با او بيعت كردند . يحيى در كوفه مستعد جنگ شد . سلاح را آماده و اصلاح مىكرد .