ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

289

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

بيان قتل اتامش در آن سال اتامش و منشى او هر دو كشته شدند سبب اين بود كه مستعين مادر خود را در شئون مملكت مداخله داده و آزاد نهاده بود . همچنين اتامش و شاهك خادم در بيت المال و ربودن اموال آزاد بودند و غارت اموال را براى آنها روا داشت وضع چنين شده بود كه اگر مالى ( از اطراف ) وارد ميشد يكسره نزد آن سه ميرفت . علاوه بر اين اتامش بيشتر موجودى گنج را ربود . او مربى ( اتابك ) و پيشكار فرزند مستعين عباس بود و باز هر چه باز مىماند از آنها بدست اتامش مىرسيد و بهانه غارت او مصارف نگهدارى عباس فرزند مستعين بود . غلامان و چاكران و پيوستگان دربار مىديدند و مىدانستند چگونه اموال دولت بغارت مىرفت و خود با دستتنگى و سختى زيست مىكردند . وصيف و بغا هم خود را از يغما كنار گذاشته بودند . هر دو سردار مذكور موالى و اتباع را ضد اتامش برانگيختند . آنها كار خود را ( براى شورش ) محكم نمودند . مردم مقيم بغداد هم به آنها پيوستند . تركان با اهالى فرغانه متحد شدند . اهالى كرخ هم به آنها ملحق شدند و همه در خارج بغداد لشكر زدند و آن در تاريخ ربيع الثانى بود . اتامش در كاخ در طبقه از كوشك با مستعين نشسته بود چون خبر شورش را شنيد خواست بگريزد ولى نتوانست بمستعين متوسل شده و پناه برد ولى مستعين به او پناه نداد . دو روز بر آن حال گذشت بعد از آن بر كوشك حمله كردند و اتامش را بعنف بردند و كشتند و منشى او شجاع را نيز كشتند . خانه‌هاى اتامش را هم غارت كردند و اموال بسيارى بدست آوردند . چون اتامش بقتل رسيد مستعين ابو صالح عبد اللّه بن محمد بن يزداد را براى وزارت برگزيد . فضل بن مروان از رياست ديوان خراج هم بر كنار شد و عيسى بن فرخشاه بجاى او منصوب شد . وصيف هم بامارت و ايالت اهواز و بغاى صغير بامارت فلسطين