ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

281

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

اين ساعد ميفرستم تو خود بدان كه چه بايد بكنى مقصود او آل على بود كه چگونه بايد نسبت به آنها رفتار كند . ( نيكى كند ) . گفت : من پاسخ دادم اطاعت و امتثال ميكنم اى امير المؤمنين بخواست خداوند . گفت : آنگاه نزد من سعادتمند خواهى بود از سخنان منتصر اين است : به خدا قسم هرگز باطل‌پرست رستگار و گرامى نخواهد شد حتى اگر ماه از پيشانى او طلوع كند . حق‌پرست هم هرگز خوار نخواهد شد و لو اينكه تمام جهانيان ضد او قيام كنند . بيان خلافت مستعين در آن سال براى احمد بن محمد بن معتصم بيعت خلافت گرفته شد . سبب خلافت او اين بود كه چون منتصر درگذشت غلامان و موالى و سپاهيان همه در محل « هارونيه » جمع شدند كه در آنجا اين سه سالار بزرگ بودند . بغا كبير و بغا صغير و اتامش وعده ديگر از سران سپاه . احمد بن خصيب چنين تدبيرى نمود كه سران سپاه ترك و مغربيان و لشگريان اشروسنه همه سوگند ياد كنند كه هر كسى را آن سه قائد كه بغاى كبير و بغاى صغير و اتامش باشند براى خلافت انتخاب كنند آنها همه موافقت نمايند . سپهسالاران مذكور كه دو بغا و اتامش باشند نشستند و مشورت كردند و سوگند ياد نمودند كه هيچ يك از فرزندان متوكل بر او رنگ خلافت ننشيند مبادا بخونخواهى پدر خود انتقام بكشد و آنها را بكشد . هر سه متفق شدند كه خلافت نصيب فرزند محمد بن معتصم باشد و گفتند : خلافت نبايد از خاندان مولى و خواجه ما خارج شود . شب دوشنبه ششم ربيع الاخر با او بيعت كردند در آن هنگام سن او بيست و هشت سال بود . كنيه او ابو العباس بود . احمد بن خصيب منشى مخصوص و اتامش را وزير خود نمود . روز دوشنبه مستعين با خلعت خلافت سوى « دار العامه » خراميد . ابراهيم بن اسحاق ( بر حسب عادت ) پيشاپيش او حربه را حمل ميكرد . و اجن اشروسنى اتباع