ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
282
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
خود را دو صف قرار داد و خود با اعيان ياران خويش ايستاد . كسانى كه داراى مرتبت و مقام و منصب و عنوان بودند اعم از عباسيان و طالبيان ( آل ابى طالب ) و ديگران در كاخ ( خلافت ) حاضر شدند . ناگاه هياهو و صيحه از خيابان و بازار برخاست كه گروهى شايد عده آنها از پنجاه سوار تجاوز نميكرد و خود را از اتباع محمد بن عبد إله بن طاهر مىگفتند باتفاق اوباش و مردم مختلط و رعايا شمشيرها را آخته بكاخ هجوم بردند و شعار ميدادند و يا منصور ( شعار ) مىگفتند و دعوت بشورش و ميكردند نفير يا منصور ( نفير بمعنى هيجان و شورش است و در طبرى بجاى آن معتز آمده و مسلما لفظ معتز بجاى نفير اصلح است . و آن تحريف ناشى از اشتباه ناسخ است نه مولف زيرا منصور براى شخص مورد علاقه گفته مىشود نه براى چيز ديگر و آنها خلافت معتز را طالب بودند ) . مهاجمين بر سپاهيان اشروسنى ( اهالى اشروسنه و بقيه سپاهيان افشين كه بعد از او تابع و اجن اشروسنى شدند و افشين خود پادشاه شهر اشروسنه بود ) حمله نمودند و آنها را از جاى خود پراكنده كردند . دربانان و نگهبانان « باب العامه » و شاكريه ( چاكران ) و مبيضه ( شعار سفيد و علامت سفيد مخالف علامت سياه بنى العباس ) آنها ملحق شدند و عده مهاجمين و شورشيان فزونتر گرديد . مغربيان ( سپاهيان افريقا ) و گروهى از لشكريان اشروسنه ( كه پايدارى كرده بودند ) بر شورشيان سخت حمله كردند و آنها را راندند . شورشيان به محل « درب زرافه » پناه بردند و جنگ شدت يافت جماعتى كشته شدند و كارزار پايان يافت تركان كه با مستعين بيعت كرده بودند خارج شدند . همچنين هاشميان و هر كه در كاخ « دار العامه » بود رفتند . اوباش دوباره حمله كردند . خزانه و سلاح و هر چه در آنجا بود به يغما بردند . شمشير و زره و كلاه خود و سپر و غيره همه بدست شورشيان غارت شد : آنهايى كه هجوم برده و غارت كردند همه اوباش و كارگر گرمابهها و باقلا فروشان ( باقلاى پخته ) فقاع فروشان ( آبجو فروش كه در آن زمان شيوع و رواج داشت ) و ساير كارگران و شاگردان كاسب بودند . بغاى كبير با عده خود رسيد و آنها را از پيرامون خزانه و انبار سلاح دور كرد و بسيارى از طرفين كشته شدند . زندانيان سامراء هم جنبيدند و عده از آنها گريختند .