ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
205
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
را دستور داد كه ابن الزيات را بگيرد و آزار دهد . ايتاخ او را احضار كرد و او تصور كرد خليفه او را براى كارى احضار كرده چون نزديك كاخ ايتاخ رسيد او را بكاخ ايتاخ بردند او سخت ترسيد . در يك حجره باز داشتش كردند . عده از اتباع خود را هم فرستاد كه بكاخهاى ابن الزيات هجوم بردند و هر چه در آنجا بود ربودند . اموال و املاك او را هم ضبط نمود . او سخت بىتابى و زارى مىكرد . پس از گرفتن املاك و اموال او در هر شهر و محلى كه بود آغاز شكنجه نمودند . خواب را از او مىربودند كه با يك آلت تيز او را آزار مىدادند كه خواب از سر او بدر رود . پس از رنج و عذاب او را به حال خود گذاشتند كه يك روز و يك شب خوابيد بعد او را در تنورى كه او براى شكنجه ابن اسماط مصرى ساخته و او را در آن شكنجه داده بود نهادند آن تنور از چوب ميخ دار ساخته شده كه چون انسان در آن نهاده شود قادر بر حركت نمىباشد زيرا از هر طرف كه مىجنبيد ميخ آهنين سر تيز بتن او فرود مىرود و او آن تنور را براى عذاب ابن اسماط ساخته بود كه مال او را بگيرد و گرفت . آن تنور سخت تنگ بود كه انسان مجبور ميشد دست خود را بالاى سر بگيرد تا بتواند در آن فرو رود او چند روز در آن تنور ماند تا مرد . ( مكافات عمل چنين است كه كما تدين تدان او خود تنور را براى ديگرى ساخت و خود در آن جان سپرد ) . بازداشت او در هفتم ماه صفر و مرگ او در نوزدهم ربيع الاول بود . در سبب مرگ ( يا قتل او ) روايات مختلف مىباشد بعضى آنچه را كه ما نقل كرديم روايت كردهاند و بعضى گفتهاند : آن قدر او را تازيانه زدند تا مرد و ديگرى گفته بدون ضرب و شكنجه جان سپرد ولى آنچه را كه اول نقل كرديم اصلح روايات است ( كه در تنور مرد ) . چون او مرد دو فرزندش را از محبس بيرون آوردند كه سليمان و عبيد اللّه بودند و نعش پدر را به آنها دادند . آنها گفتند : خدا را سپاس كه مردم را از شر اين فاسق تبهكار نجات داد . او را غسل دادند و دفن كردند گفته شد : سگها قبر او را نبش