ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

185

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

نمىتوانستند بمجوس نزديك شوند زيرا آنها در كشتى بودند . شبى لشكر مجوس از كشتى پياده شده بمسلمين شبيخون زد و عده اسير گرفت . بعد از آن هم در جزيرهء نزديك « قوريس » لشكر زدند . در آنجا غنايمى را كه از مسلمين بدست آورد ه بودند ميان خود تقسيم نمودند . مسلمين بهيجان آمده بر آنها هجوم بردند و از راه يك رودخانه توانستند راهى به آنها پيدا كنند و در ميان راه دو تن از آنها را كشتند . مجوس ناگزير از آن جزيره رفتند و « شدونه » را قصد كردند در آنجا عده اسير و طعام بردند و پس از دو روز رفتند . پس از آن كشتىهاى عبد الرحمن امير اندلس به محل « اشبيليه » رسيد چون مجوس آگاه شدند « بلبله » را قصد كردند و ديگر خبرى از آنها نرسيد . بعضى از مورخين عرب تاريخ اين وقايع را در سنه دويست و چهل و شش نوشته‌اند ولى دو جنگ بوده يكى در اين تاريخ كه ما نقل كرده‌ايم و ديگرى در همان تاريخ عرب است كه بايد واقعه دوم محسوب شود و به اين جنگ هم از هر حيث شباهت داشته ولى باز من ( مؤلف ) نمىدانم كه آيا همين واقعه بوده كه در تاريخ آن اختلاف آمده يا دو واقعه مانند يك ديگر بوده و بعيد نيست كه همين واقعه بوده و جنگ ديگرى نبوده من هم هر دو روايت را با هم يادداشت كرده‌ام به اين معنى هر چه در يكى آمده و در ديگرى ذكر نشده نقل و هر دو را ادغام كرده‌ام . بيان حوادث در آن سال محمد بن سعد بن منيع ابو عبد اللّه نويسنده واقدى صاحب طبقات ( كتاب ) و محمد بن يزداود بن سويد مروزى منشى مأمون و على بن جعد ابو الحسن جوهرى كه سن او بالغ بر نود و شش شده بود و او شيعه و يكى از مشايخ بخارى بود و اشناس تركى ( ايرانى كه از نام او هم معلوم مىشود چنان كه گذشت ) آن هم نه روز پس از مرگ عبد اللّه بن طاهر اين عده در گذشتند .